جواب سریع برای تکلیف کلاس چهارم
اگر برای تکلیف فقط چند ضربالمثل ساده و پرکاربرد میخواهید، اینها انتخابهای خوبی هستند:
- با یک گل بهار نمیشود
- جوجه را آخر پاییز میشمارند
- پایت را به اندازه گلیمت دراز کن
- نابرده رنج، گنج میسر نمیشود
- از کوزه همان برون تراود که در اوست
- قطرهقطره جمع گردد، وانگهی دریا شود
در این مطلب ۳۰ ضربالمثل فارسی را با معنی کوتاه و مثال ساده میخوانید. جملهها برای دانشآموز کلاس چهارم نوشته شدهاند تا بتوانید آنها را در انشا، گفتوگوی کلاسی یا تمرین فارسی استفاده کنید.
روش سریع نوشتن معنی: اول بگویید ضربالمثل درباره چه چیزی است؛ مثل تلاش، صبر، دوستی یا قضاوت. بعد یک مثال کوتاه از مدرسه، خانه یا بازی بنویسید.
۳۰ ضربالمثل با معنی و مثال کوتاه
۱آب که از سر گذشت، چه یک وجب چه صد وجب
یعنی وقتی کار خراب شد و از حد گذشت، کم و زیاد مشکل خیلی فرقی ندارد.
مثال: وقتی تکلیف را کامل انجام ندادهام، یک صفحه یا چند صفحه عقب بودن هر دو دردسر دارد.
۲از کوزه همان برون تراود که در اوست
یعنی رفتار و حرفهای هرکس، درون و شخصیت او را نشان میدهد.
مثال: دانشآموز مهربان، حتی موقع ناراحتی هم با احترام حرف میزند.
۳هر که بامش بیش، برفش بیشتر
یعنی هرکس امکانات یا مسئولیت بیشتری دارد، کار و گرفتاری بیشتری هم دارد.
مثال: نماینده کلاس بودن خوب است، اما پیگیری کارهای کلاس هم با اوست.
۴آب در هاون کوبیدن
یعنی کاری انجام دادن که فایده و نتیجهای ندارد.
مثال: کتاب را باز کنم اما اصلا حواسم به درس نباشد، فایدهای ندارد.
۵با یک گل بهار نمیشود
یعنی با یک نشانه یا یک کار کوچک، نمیتوان نتیجه بزرگ گرفت.
مثال: یک بار تمرین املا کافی نیست؛ باید چند بار تمرین کنیم.
۶تا تنور گرم است، نان را بچسبان
یعنی از فرصت خوب باید زود و درست استفاده کرد.
مثال: وقتی معلم اشکالم را توضیح میدهد، همان وقت باید سؤال بپرسم.
۷جوجه را آخر پاییز میشمارند
یعنی درباره نتیجه کاری نباید زود قضاوت کرد؛ باید تا پایان صبر کرد.
مثال: قبل از اعلام نمرهها نباید بگویم حتما نفر اول شدهام.
۸بادآورده را باد میبرد
یعنی چیزی که بیزحمت به دست بیاید، ممکن است آسان از دست برود.
مثال: اگر جوابها را بدون یادگیری حفظ کنم، زود فراموش میکنم.
۹توبه گرگ مرگ است
یعنی بعضی عادتهای بد اگر جدی اصلاح نشوند، دوباره برمیگردند.
مثال: کسی که همیشه دیر میآید، باید واقعا برنامهریزی کند تا تغییر کند.
۱۰به در گفت تا دیوار بشنود
یعنی حرفی را غیرمستقیم میگویند تا شخص دیگری متوجه شود.
مثال: معلم درباره نظم حرف زد و همه فهمیدند منظورش کسانی است که شلوغ کرده بودند.
۱۱پایت را به اندازه گلیمت دراز کن
یعنی به اندازه توان، وقت و امکانات خودت تصمیم بگیر.
مثال: اگر وقت کم دارم، برای کاردستی طرح خیلی سخت انتخاب نکنم.
۱۲دوستی خاله خرسه
یعنی کمکی که از روی نادانی باشد و به جای سود، زیان برساند.
مثال: دوستم خواست کمک کند، اما برگه تمرینم را اشتباهی دور انداخت.
۱۳مثل کبک سرش را زیر برف کرده است
یعنی کسی نمیخواهد حقیقت یا مشکل را ببیند.
مثال: امتحان نزدیک است و من درس نمیخوانم؛ یعنی مشکل را نادیده میگیرم.
۱۴از این ستون به آن ستون فرج است
یعنی گاهی با کمی صبر، راه حل پیدا میشود.
مثال: امروز کتابم را پیدا نکردم، اما با کمی جستوجو شاید پیدا شود.
۱۵یکی به نعل میزند، یکی به میخ
یعنی کسی حرف روشن نمیزند و میخواهد هر دو طرف را راضی کند.
مثال: هم میگفت حق با من است، هم میگفت شاید دوستم هم درست بگوید.
۱۶سری که درد نمیکند، دستمال نمیبندند
یعنی بیدلیل برای خودمان دردسر درست نکنیم.
مثال: وقتی جواب مسئله درست است، لازم نیست راه حل را بیجهت پیچیده کنم.
۱۷آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است
یعنی کسی که کارش درست است، از بررسی و پرسش نمیترسد.
مثال: اگر خودم تحقیق را نوشته باشم، از سؤال معلم نگران نمیشوم.
۱۸دوست آن باشد که گیرد دست دوست
یعنی دوست واقعی هنگام سختی کمک میکند.
مثال: وقتی ریاضی را نفهمیدم، دوستم با حوصله برایم توضیح داد.
۱۹بعد از هر سختی، آسانی است
یعنی روزهای سخت میگذرند و بعد از تلاش، آرامش میآید.
مثال: بعد از چند روز تمرین، روخوانی متن برایم آسانتر شد.
۲۰آدمی به اندازه دانستههایش بزرگ است
یعنی دانش و یادگیری باعث رشد انسان میشود.
مثال: هرچه بیشتر کتاب بخوانم، بهتر فکر میکنم و بهتر حرف میزنم.
۲۱شاه میبخشد، شاهقلی نمیبخشد
یعنی گاهی نفر اصلی گذشت میکند، اما اطرافیان سختگیری میکنند.
مثال: معلم اشتباهم را بخشید، اما همکلاسیام هنوز سرزنشم میکرد.
۲۲آش دهانسوزی نیست
یعنی چیزی آنقدر که فکر میکردیم خوب یا مهم نیست.
مثال: همه از آن بازی تعریف کردند، اما وقتی بازی کردم، خیلی خاص نبود.
۲۳هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
یعنی هر حرفی را باید در زمان و جای مناسب گفت.
مثال: شوخی کردن وسط توضیح معلم زمان مناسبی نیست.
۲۴کار امروز را به فردا میفکن
یعنی کاری را که امروز میتوانی انجام دهی، عقب نینداز.
مثال: اگر امشب املا را تمرین کنم، فردا با خیال راحتتر هستم.
۲۵نابرده رنج، گنج میسر نمیشود
یعنی برای رسیدن به نتیجه خوب باید تلاش کرد.
مثال: برای خوشخط شدن باید هر روز تمرین کنم.
۲۶خواستن توانستن است
یعنی اگر واقعا بخواهیم و تلاش کنیم، شانس موفقیت بیشتر میشود.
مثال: اول جدول ضرب سخت بود، اما با تمرین یاد گرفتم.
۲۷قطرهقطره جمع گردد، وانگهی دریا شود
یعنی کارهای کوچک اگر ادامه پیدا کنند، نتیجه بزرگی میسازند.
مثال: هر روز ده دقیقه مطالعه، آخر ماه خیلی زیاد میشود.
۲۸زبان سرخ، سر سبز میدهد بر باد
یعنی حرف تند و بیفکر میتواند برای انسان دردسر درست کند.
مثال: قبل از جواب دادن باید فکر کنم تا کسی را ناراحت نکنم.
۲۹دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد
یعنی هر حرفی را نباید همه جا گفت؛ شاید دیگران بشنوند.
مثال: راز دوستم را در حیاط مدرسه بلند تعریف نکردم.
۳۰از تو حرکت، از خدا برکت
یعنی انسان باید تلاش کند تا نتیجه خوب بگیرد.
مثال: اگر برای مسابقه تمرین کنم، احتمال موفقیتم بیشتر میشود.
چطور از این ضربالمثلها در انشا استفاده کنیم؟
- ضربالمثل را دقیق و کوتاه بنویسید.
- معنی آن را با زبان خودتان توضیح دهید.
- یک اتفاق ساده از مدرسه، خانواده یا بازی مثال بزنید.
- در پایان بنویسید از آن ضربالمثل چه نتیجهای میگیریم.
نظرات