اگر قطره آب بودی و میخواستی با گل سرخ دوست شوی چه میکردی؟
پاسخ کوتاه: آرام کنار گل سرخ مینشستم، به ریشهاش آب میرساندم، روی گلبرگهایش سنگینی نمیکردم و با مهربانی کمکش میکردم تازه و شاداب بماند.
انشای کوتاه درباره دوستی قطره آب با گل سرخ
من یک قطره آب کوچک هستم. یک روز از دل ابری سفید پایین آمدم و در باغچهای زیبا، کنار یک گل سرخ نشستم. گل سرخ کمی تشنه بود و سرش را آرام به سوی خاک خم کرده بود. با خودم گفتم: اگر میخواهم دوست خوبی برای او باشم، باید به جای حرفهای زیاد، کاری کنم که حالش بهتر شود.
آرام از روی برگش سر خوردم و به خاک کنار ساقه رسیدم. خاک مرا در آغوش گرفت و کمکم به ریشههای گل رساند. گل سرخ نفسی تازه کرد، گلبرگهایش را بازتر کرد و بوی خوشش در باغچه پیچید. آن وقت فهمیدم که دوستی یعنی به کسی کمک کنیم، بیآنکه به او آسیب بزنیم.
بعد از آن هر بار که باران میبارید، من و قطرههای دیگر با احتیاط به دیدن گل سرخ میرفتیم. گاهی روی برگهایش میدرخشیدیم و گاهی به ریشهاش میرسیدیم. گل سرخ هم با رنگ زیبا و عطر خوشش از ما تشکر میکرد. من خوشحال بودم؛ چون دوستی من با گل سرخ از مهربانی و کمک شروع شده بود.
برای نوشتن جواب بهتر به چه نکتههایی توجه کنیم؟
- خودت را جای قطره آب بگذار و با «من» بنویس.
- به نیاز گل فکر کن؛ گل برای زنده ماندن به آب، نور و مراقبت نیاز دارد.
- پایان متن را با یک پیام مهربانانه تمام کن.
چند جمله کمکی
میتوانی در پاسخ خود بنویسی: «روی گلبرگهای گل نمیپرم تا او اذیت نشود»، «به ریشهاش میرسم تا تشنگیاش برطرف شود» یا «با مهربانی به او میگویم که دوستش دارم و میخواهم کمکش کنم.»
این پرسش بیشتر برای تقویت خیالپردازی، همدلی و نوشتن از زبان یک چیز کوچک در طبیعت است؛ بنابراین جواب درست، جوابی است که مهربان، ساده و خلاقانه باشد.
نظرات