کلمه «چاره» در فارسی بیشتر به معنی راهحل، تدبیر و راه برطرف کردن مشکل به کار میرود. با این کلمه میتوان جملههای ساده و خوبی برای تمرین فارسی ساخت.
جواب کوتاه: برای این مشکل، چارهای پیدا کردیم. / انسان دانا برای سختیها چاره میاندیشد.
معنی کلمه چاره
چاره یعنی راهحل یا تدبیری که برای حل یک مشکل پیدا میکنیم. گاهی هم به معنی درمان یا راه رهایی از درد و گرفتاری میآید.
معنی ساده
راهحل، تدبیر، راه رهایی از مشکل.
واژههای نزدیک
راه، درمان، تدبیر، چارهجویی.
جملههای ساده با چاره
- مادرم برای مشکل من چارهای پیدا کرد.
- برای حل این مسئله باید چارهای بیندیشیم.
- دوستم گفت برای هر مشکلی چارهای هست.
- معلم از ما خواست چاره کار را پیدا کنیم.
- اگر آرام فکر کنیم، چاره بهتری پیدا میشود.
جمله مثبت، منفی و پرسشی
مثبت
او برای نجات درخت خشک، چارهای اندیشید.
منفی
برای این کار عجله کردن چاره خوبی نیست.
پرسشی
آیا برای این مشکل چارهای داری؟
نکته جملهسازی: وقتی از «چاره» استفاده میکنید، جمله باید نشان بدهد مشکلی وجود دارد و کسی دنبال راهحل است.
ترکیبهای پرکاربرد
- چاره کار: راه حل اصلی مشکل
- چاره اندیش: کسی که برای مشکلها راهحل پیدا میکند
- چاره جویی: تلاش برای پیدا کردن راه حل
- بیچاره: کسی که گرفتار است یا راهی برای حل مشکل ندارد
جمعبندی
برای جملهسازی با «چاره»، بهتر است یک مشکل را در جمله بیاورید و بعد نشان دهید برای آن مشکل راهی پیدا شده یا باید پیدا شود.
پاسخ کوتاه پیشنهادی: «برای هر مشکل، اگر خوب فکر کنیم، چارهای پیدا میشود.»
نظرات