واژه «ایست» یعنی بایست، حرکت نکن یا توقف کن. این واژه را در فرمانها، تابلوهای راهنمایی و جملههای ساده میبینیم.
پاسخ کوتاه
نمونه جمله: پلیس گفت: «ایست!»
۲۰ جمله با ایست برای کلاس اول
۱. پلیس گفت: ایست!
۲. ماشین پشت چراغ قرمز ایستاد.
۳. من کنار خیابان ایستادم.
۴. معلم گفت: همه ایست کنید.
۵. پدر گفت: ایست، اول به چپ و راست نگاه کن.
۶. دوستم کنار من ایستاد.
۷. اتوبوس در ایستگاه ایستاد.
۸. مادر گفت: ایست تا بند کفشت را ببندم.
۹. پرنده روی شاخه ایستاد.
۱۰. ما در صف مدرسه ایستادیم.
۱۱. راننده جلوی خط عابر ایستاد.
۱۲. نگهبان به ماشین گفت: ایست!
۱۳. کودک پشت در کلاس ایستاد.
۱۴. من کنار باغچه ایستادم و گلها را دیدم.
۱۵. وقتی صدای زنگ آمد، همه ایستادند.
۱۶. تابلو ایست کنار خیابان بود.
۱۷. بابا گفت: ایست، عجله نکن.
۱۸. ما جلوی در خانه ایستادیم.
۱۹. سرباز با شنیدن فرمان ایستاد.
۲۰. من پشت خط ایستادم تا نوبتم برسد.
معنی ایست به زبان ساده
ایست یعنی توقف کن یا بایست. وقتی کسی میگوید «ایست!» یعنی باید حرکت را نگه داریم و جلوتر نرویم.
برای کلاس اول بهتر است جملهها کوتاه باشند و واژه «ایست» در موقعیتهای آشنا مثل مدرسه، خیابان، صف و چراغ قرمز بیاید.
جملههای خیلی کوتاه
- ایست، خطر دارد.
- من ایستادم.
- ماشین ایستاد.
- پلیس گفت: ایست!
- در صف ایستادیم.
نکته برای جملهسازی
در فارسی روزمره، معمولاً به جای «ایست کردن» میگوییم «ایستادن». اما وقتی میخواهیم فرمان بدهیم، خودِ واژه «ایست!» درست و کوتاه است.
نمونه بهتر: «ماشین ایستاد.» نمونه فرمانی: «ایست!»
نظرات