سوگو

معنی در تن رنجورش رمقی باقی نمانده بود و شمع وجودش خاموش می‌شد

3 دقیقه مطالعه

معنی «در تن رنجورش رمقی باقی نمانده بود و شمع وجودش به خاموشی می‌گرایید»

این جمله حال کسی را نشان می‌دهد که بسیار بیمار، ضعیف و ناتوان شده و زندگی‌اش به پایان نزدیک شده است. نویسنده با تصویر «شمعی که کم‌کم خاموش می‌شود» پایان عمر او را نشان می‌دهد.

معنی روان: بدن بیمار و ناتوان او دیگر نیرویی نداشت و کم‌کم زندگی‌اش رو به پایان می‌رفت.

معنی واژه‌ها

  • رنجور: بیمار، ناتوان و رنج‌کشیده.
  • رمق: نیرو، توان و آخرین نشانه‌های زندگی.
  • شمع وجود: کنایه از زندگی و جان انسان.
  • به خاموشی می‌گرایید: رو به پایان رفتن، مردن یا نزدیک شدن به مرگ.

مفهوم کلی جمله

مفهوم جمله این است که شخص مورد نظر از شدت بیماری یا ضعف، توان زندگی کردن را از دست داده و مرگ او نزدیک شده است. عبارت «شمع وجودش» حالت ادبی و احساسی جمله را بیشتر می‌کند.

آرایه‌های ادبی

  • تشبیه: زندگی انسان به شمع تشبیه شده است.
  • کنایه: خاموش شدن شمع وجود، کنایه از پایان زندگی است.
  • مراعات نظیر: واژه‌های شمع، خاموشی و وجود با هم پیوند معنایی دارند.

پاسخ آماده برای دفتر: یعنی بدن بیمار او دیگر توان و نیرویی نداشت و کم‌کم عمرش به پایان می‌رسید؛ مانند شمعی که آرام‌آرام خاموش می‌شود.

لحن این عبارت غمگین و اندوهناک است و برای نشان دادن ضعف شدید و نزدیک شدن به مرگ به کار رفته است.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!

مطالب مرتبط