سوگو

دو جمله متفاوت با کلمه تار

2 دقیقه مطالعه

دو جمله متفاوت با کلمه تار

جمله اول: نوازنده تار را کوک کرد و آهنگ زیبایی نواخت.

جمله دوم: عنکبوت در گوشه اتاق تار تنیده بود.

کلمه «تار» چند معنی دارد. گاهی نام یک ساز ایرانی است، گاهی به رشته باریک عنکبوت یا مو اشاره می‌کند و گاهی به معنی تیره و کم‌نور به کار می‌رود. برای جمله‌سازی بهتر، باید اول معنی مورد نظر را انتخاب کنیم.

جمله با معنی‌های مختلف تار

تار؛ ساز موسیقی

صدای تار در سالن پیچید و همه ساکت شدند.

تار عنکبوت

صبح زود، قطره‌های شبنم روی تار عنکبوت می‌درخشید.

تار مو

یک تار مو روی شانه لباسش افتاده بود.

تار؛ تیره و کم‌نور

اتاق آن‌قدر تار بود که نوشته‌های کتاب را نمی‌دیدم.

چند جمله بیشتر برای تمرین

  • استاد موسیقی، تار را به شاگردش نشان داد.
  • باد آرام، تار عنکبوت را تکان می‌داد.
  • چشم‌هایم از خستگی تار شده بود.
  • مادرم یک تار نخ را از روی فرش برداشت.
  • در هوای تار شب، چراغ خانه‌ها روشن بود.

نکته جمله‌سازی: اگر می‌خواهید دو جمله متفاوت بسازید، بهتر است از دو معنی جداگانه استفاده کنید؛ مثلاً یک جمله درباره ساز تار و یک جمله درباره تار عنکبوت.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند مطلب تصادفی از آرشیو سوگو، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!