دو جمله متفاوت با کلمه تار
جمله اول: نوازنده تار را کوک کرد و آهنگ زیبایی نواخت.
جمله دوم: عنکبوت در گوشه اتاق تار تنیده بود.
کلمه «تار» چند معنی دارد. گاهی نام یک ساز ایرانی است، گاهی به رشته باریک عنکبوت یا مو اشاره میکند و گاهی به معنی تیره و کمنور به کار میرود. برای جملهسازی بهتر، باید اول معنی مورد نظر را انتخاب کنیم.
جمله با معنیهای مختلف تار
تار؛ ساز موسیقی
صدای تار در سالن پیچید و همه ساکت شدند.
تار عنکبوت
صبح زود، قطرههای شبنم روی تار عنکبوت میدرخشید.
تار مو
یک تار مو روی شانه لباسش افتاده بود.
تار؛ تیره و کمنور
اتاق آنقدر تار بود که نوشتههای کتاب را نمیدیدم.
چند جمله بیشتر برای تمرین
- استاد موسیقی، تار را به شاگردش نشان داد.
- باد آرام، تار عنکبوت را تکان میداد.
- چشمهایم از خستگی تار شده بود.
- مادرم یک تار نخ را از روی فرش برداشت.
- در هوای تار شب، چراغ خانهها روشن بود.
نکته جملهسازی: اگر میخواهید دو جمله متفاوت بسازید، بهتر است از دو معنی جداگانه استفاده کنید؛ مثلاً یک جمله درباره ساز تار و یک جمله درباره تار عنکبوت.
نظرات