جمله با spinach
پاسخ کوتاه: کلمه spinach یعنی اسفناج. یک جمله ساده: I like spinach soup. یعنی «من سوپ اسفناج را دوست دارم.»
کلمه spinach در انگلیسی اسم است و برای اشاره به سبزی «اسفناج» به کار میرود. این واژه در جملههای مربوط به غذا، خرید، آشپزی، سالاد، سوپ و تغذیه زیاد دیده میشود.
معنی و تلفظ spinach
معنی
spinach = اسفناج
تلفظ ساده
تقریبا: اسپینِچ
نوع کلمه
اسم؛ معمولا غیرقابل شمارش در جملههای عمومی
۳۰ جمله انگلیسی با spinach و ترجمه
I like spinach.
من اسفناج را دوست دارم.
Spinach is green.
اسفناج سبز است.
My mother cooked spinach soup.
مادرم سوپ اسفناج پخت.
She bought fresh spinach.
او اسفناج تازه خرید.
We ate spinach with rice.
ما اسفناج را با برنج خوردیم.
Spinach grows in cool weather.
اسفناج در هوای خنک رشد میکند.
Add spinach to the salad.
به سالاد اسفناج اضافه کن.
This spinach is very fresh.
این اسفناج خیلی تازه است.
I washed the spinach leaves.
من برگهای اسفناج را شستم.
Spinach soup smells good.
سوپ اسفناج بوی خوبی میدهد.
He does not like spinach.
او اسفناج دوست ندارد.
Do you want spinach in your sandwich?
آیا در ساندویچت اسفناج میخواهی؟
Spinach can be used in pasta.
اسفناج را میتوان در پاستا استفاده کرد.
The spinach leaves are soft.
برگهای اسفناج نرم هستند.
She made spinach and cheese pie.
او پای اسفناج و پنیر درست کرد.
Please chop the spinach.
لطفا اسفناج را خرد کن.
There is spinach in this dish.
در این غذا اسفناج وجود دارد.
I planted spinach in the garden.
من در باغچه اسفناج کاشتم.
Spinach is common in many recipes.
اسفناج در بسیاری از دستورهای غذایی رایج است.
We need a bag of spinach.
ما یک کیسه اسفناج لازم داریم.
The cook added spinach to the omelet.
آشپز به املت اسفناج اضافه کرد.
Spinach tastes good with garlic.
اسفناج با سیر طعم خوبی دارد.
Can I have spinach soup?
میتوانم سوپ اسفناج بخورم؟
My sister likes spinach salad.
خواهرم سالاد اسفناج را دوست دارد.
The spinach was too salty.
اسفناج بیش از حد شور بود.
Put the spinach in the fridge.
اسفناج را در یخچال بگذار.
Spinach leaves cook quickly.
برگهای اسفناج زود میپزند.
I prefer fresh spinach to frozen spinach.
من اسفناج تازه را به اسفناج یخزده ترجیح میدهم.
She served fish with spinach.
او ماهی را با اسفناج سرو کرد.
Spinach is my favorite vegetable.
اسفناج سبزی مورد علاقه من است.
جملههای خیلی کوتاه با spinach
- Spinach is fresh. اسفناج تازه است.
- I eat spinach. من اسفناج میخورم.
- Wash the spinach. اسفناج را بشوی.
- Spinach is in the soup. اسفناج در سوپ است.
جمعبندی: برای جمله ساختن با spinach کافی است آن را مثل یک اسم غذایی به کار ببرید؛ مثلا We bought fresh spinach. یعنی «ما اسفناج تازه خریدیم.»
نظرات