جملهسازی با سماط؛ معنی و ۱۵ جمله ساده
پاسخ کوتاه: سماط یعنی سفره یا خوان گسترده؛ برای جملهسازی میتوان گفت: «مهمانان گرد سماط نشستند.»
واژه سماط بیشتر در متنهای ادبی و قدیمی دیده میشود و به سفرهای اشاره دارد که غذا روی آن چیده شده است. این کلمه برای توصیف مهمانی، بخشندگی و پذیرایی کاربرد دارد.
معنی سماط
سماط به معنی سفره، خوان یا سفره گستردهای است که برای غذا خوردن یا پذیرایی پهن میشود.
۱۵ جمله با سماط
- مادربزرگ سماط را در حیاط پهن کرد.
- مهمانان گرد سماط نشستند و غذا خوردند.
- سماط افطار در مسجد آماده شد.
- بر سر سماط، نان و خرما گذاشته بودند.
- پادشاه برای مهمانان خود سماطی بزرگ گسترد.
- سماط ساده خانه ما پر از محبت بود.
- در جشن روستا، سماطی بزرگ از غذاهای محلی چیده شد.
- پیرمرد برای رهگذران سماط کوچکی آماده کرد.
- بچهها با ادب کنار سماط نشستند.
- سماط مهمانی نشاندهنده سخاوت میزبان بود.
- روی سماط، ظرفهای رنگارنگ دیده میشد.
- در داستان قدیمی، پهلوان کنار سماط شاه نشست.
- مادر پیش از آمدن مهمانان سماط را مرتب کرد.
- سماط نذری در میدان شهر پهن شد.
- همه با شادی دور سماط جمع شدند.
واژههای هممعنی
- سفره
- خوان
- بساط غذا
- سفره گسترده
برای جملهسازی دانشآموزی، بهتر است سماط را در کنار فعلهایی مانند «پهن کردن»، «گستردن»، «نشستن» و «چیدن» به کار ببرید.
نظرات