پاسخ سریع به پرسش شما
به پژوهشگرانی که ابعاد مختلف زیستی، فرهنگی، تاریخی و اجتماعی زندگی بشر را مطالعه میکنند، بر اساس رویکرد علمی تخصصیشان انسانشناس (Anthropologist)، جامعهشناس (Sociologist) یا مردمشناس میگویند که در این میان اصطلاح انسانشناس جامعترین عنوان است.
شناخت ابعاد مختلف وجودی و اجتماعی انسان، موضوعی است که رشتههای مختلف علمی را به خود اختصاص داده است. از آنجا که زندگی انسانها ترکیبی از زیستشناسی، فرهنگ، تاریخ، زبان و روابط گروهی است، دانشمندانی که در این حوزهها دست به تحقیق میزنند، بر اساس زاویه دید و روش کار خود با نامهای متفاوتی شناخته میشوند.
متخصصان مطالعه زندگی انسان؛ عناوین و مرزبندیهای علمی
برای درک دقیقتر اینکه به این پژوهشگران چه میگویند، باید مرزبندیهای ظریفی را که در علوم اجتماعی وجود دارد بشناسیم. هر یک از این عناوین، به بخش خاصی از زیست و تکامل انسانی تمرکز دارند:
- ۱به طور کلی، محققانی که تمام ابعاد زندگی بشر را از گذشتههای دور تا امروز زیر ذرهبین قرار میدهند، انسانشناس نامیده میشوند. این افراد به تکامل زیستی، زبان، فرهنگ و آداب و رسوم جوامع مختلف میپردازند.
- ۲اگر تمرکز تحقیق صرفاً روی روابط اجتماعی، ساختارهای مدرن شهری، نهادها (مانند خانواده و دولت) و رفتارهای گروهی انسان در جامعه معاصر باشد، به این پژوهشگران جامعهشناس میگویند.
- ۳عنوان مردمشناس نیز در ادبیات علمی ایران جایگاه ویژهای دارد و معمولاً به محققانی اطلاق میشود که به توصیف مستند، جزئی و میدانی فرهنگها، بومشناسی، آیینها و سبک زندگی گروهها و اقوام خاص میپردازند.
شاخههای اصلی علم انسانشناسی و قلمرو کاری آنها
از آنجا که واژه انسانشناس وسیعترین چتر علمی را برای پاسخ به این سوال فراهم میکند، خوب است با قلمرو کاری این متخصصان بیشتر آشنا شویم. یک انسانشناس بسته به تخصص خود در یکی از حوزههای زیر کار میکند:
این شاخه به بررسی تنوع فرهنگی، سنتها، شیوههای معیشت، باورها و تغییرات ساختاری در جوامع مختلف انسانی میپردازد.
تمرکز این گروه از محققان بر ویژگیهای فیزیولوژیکی، ژنتیک، تکامل بدنی انسان و بررسی بقایای استخوانی جوامع کهن است.
مطالعه زندگی، رفتارها و فرهنگ انسانهای گذشته از طریق کاوش و تحلیل علمی اشیاء، ابزارها و بناهای بهجا مانده.
بررسی نقش زبان در زندگی اجتماعی، نحوه شکلگیری ارتباطات و تاثیر زبان بر جهانبینی و فرهنگ جوامع.
تفاوتهای کلیدی؛ یک جامعهشناس با یک انسانشناس چه فرقی دارد؟
بسیاری از افراد این دو عنوان را به جای یکدیگر به کار میبرند، اما تفاوتهای بنیادینی میان روشها و رویکردهای آنها وجود دارد که شناخت آنها به درک بهتر موضوع کمک میکند:
تفاوت در مقیاس و موضوع: جامعهشناسی بیشتر به ساختارهای کلان، پدیدههای شهری، نظامهای طبقاتی و مسائل جوامع صنعتی و مدرن میپردازد؛ در حالی که انسانشناسی دیدگاهی کلنگر دارد و از جوامع کوچک، قبیلهای و بومی تا رفتارهای خرد در شهرهای مدرن را مطالعه میکند.
تفاوت در روش تحقیق: جامعهشناسان تمایل زیادی به استفاده از روشهای کمی، آمار، پرسشنامههای گسترده و تحلیلهای ساختاری دارند. در مقابل، انسانشانسان اساس کار خود را بر روشهای کیفی، عمقی و مردمنگاری قرار میدهند.
نکته مهم: جامعهشناسی در بستر انقلاب صنعتی و برای حل بحرانهای جوامع شهری غربی متولد شد، اما انسانشناسی در آغاز از طریق آشنایی و مطالعه فرهنگهای غیرغربی و بومی شکل گرفت؛ هرچند امروز هر دو علم تمام ابعاد جهان مدرن را هم بررسی میکنند.
ابزارها و روشهای تحقیق در شناخت زندگی انسان
محققانی که روی ابعاد مختلف زندگی بشر کار میکنند، از ابزارهای ویژهای برای کشف حقایق استفاده میکنند. این روشها به آنها کمک میکند تا اطلاعات دقیقی از لایههای پنهان جوامع به دست آورند:
- مشاهده مشارکتی: ستون فقرات تحقیقات انسانشناسی است که در آن محقق برای مدتی طولانی در میان گروه مورد مطالعه زندگی کرده و در کارهای روزمره آنها شریک میشود.
- مصاحبههای عمیق و کیفی: گفتگوهای بدون ساختار صلب یا نیمهساختاریافته که به پژوهشگر اجازه میدهد جهان را از چشم خودِ بومیان و اعضای جامعه ببیند.
- کاوش علمی و لایهنگاری: روش اختصاصی باستانشناسان برای بیرون کشیدن فرهنگ مادی انسانهای گذشته از دل خاک و تعیین قدمت آنها با آزمایشهای پیشرفته.
- قومنگاری دیجیتال: روشی نوین برای مطالعه سبک زندگی، تعاملات و فرهنگ انسان معاصر در بستر شبکههای اجتماعی و فضاهای مجازی.
جمعبندی
جواب پیشنهادی: به طور خلاصه، در پاسخ به این که به پژوهشگران زندگی انسان چه میگویند، باید گفت اگر نگاه همهجانبه و تاریخی مد نظر باشد عنوان انسانشناس، اگر تمرکز روی آداب و رسوم محلی باشد عنوان مردمشناس و اگر تحلیل ساختارهای مدرن و گروهی هدف باشد، عنوان جامعهشناس دقیقترین گزینهها هستند.
پرسشهای متداول
بله، اما زاویه دید آنها متفاوت است. روانشناسان تمرکز اصلی خود را بر فرآیندهای ذهنی، رفتارهای فردی، هیجانات و روان انسان میگذارند، در حالی که انسانشناسان و جامعهشناسان، انسان را در بافت فرهنگی و ساختارهای جمعی مطالعه میکنند.
دیدگاه امیک یعنی محقق تلاش میکند پدیدههای فرهنگی را از درون و بر اساس فهم و تفسیر خودِ مردم بومی درک کند. دیدگاه اتیک یعنی بررسی و تحلیل همان پدیده از بیرون و بر اساس ابزارها، تئوریها و معیارهای علمی مستقل.
کتاب «تاریخ اندیشه و نظریههای انسانشناسی» و «انسانشناسی شهری» اثر دکتر ناصر فکوهی، کتاب «انسانشناسی فرهنگی» اثر دانیل بیتس (ترجمه محسن ثلاثی) و آثار دکتر اصغر عسکری خانقاه از معتبرترین منابع دانشگاهی این حوزه در ایران به شمار میروند.
نظرات