بازنویسی ساده فارسی پنجم
داستان چشمه و سنگ به نثر ساده؛ معنی و پیام
در این نوشته، شعر و داستان «چشمه و سنگ» از محمدتقی بهار را به زبان ساده و روان میخوانید تا برای تکلیف، روخوانی و توضیح پیام درس آماده باشد.
پاسخ کوتاه
داستان چشمه و سنگ به نثر ساده این است: چشمهای کوچک از کوه بیرون آمد و در راه به سنگی سخت رسید. با نرمی از سنگ خواست راه بدهد، اما سنگ با غرور او را راند. چشمه ناامید نشد؛ آرام و پیوسته تلاش کرد، زمین را کند و سرانجام راهی از کنار سنگ باز کرد. پیام داستان این است که تلاش و پایداری میتواند مانعهای سخت را آسان کند.
نثر ساده داستان چشمه و سنگ
روزی چشمهای کوچک و زلال از دل کوه بیرون آمد و به راه افتاد. چشمه میخواست از کوهسار پایین برود و زندگی و تازگی را به جاهای دیگر برساند.
در میان راه، ناگهان به سنگی بزرگ و سخت برخورد کرد. چشمه با مهربانی گفت: ای سنگ، لطف کن و کمی راه باز کن تا بتوانم بگذرم.
سنگ که به سختی و سنگینی خود مینازید، با تندی جواب داد: من در برابر سیلهای نیرومند هم تکان نخوردهام؛ حالا چرا باید برای چشمهای کوچک کنار بروم؟
چشمه از این حرفها دلسرد نشد. نه دعوا کرد و نه از راه برگشت. با صبر و کوشش، کمکم خاک و اطراف سنگ را کاوید و راهی برای خود پیدا کرد.
سرانجام چشمه از کنار آن سنگ سخت گذشت و به راه خود ادامه داد. او نشان داد که نیروی آرام و پیوسته، گاهی از زور و خشونت اثرگذارتر است.
معنی بخشهای مهم
- چشمه: نشانه انسان نرمخو، امیدوار و پرتلاش است که با مانع روبهرو میشود.
- سنگ: نشانه سختی، غرور و مانعی است که در آغاز راه را میبندد.
- دلسرد نشدن چشمه: یعنی چشمه با شنیدن پاسخ تند سنگ ناامید نشد و تلاش را ادامه داد.
- راه گشودن: یعنی چشمه با کوشش فراوان راهی برای عبور پیدا کرد.
پیام داستان چشمه و سنگ
- با بیاحترامی دیگران، نباید زود ناامید شویم.
- برای رسیدن به هدف، تلاش پیوسته از هیجان زودگذر بهتر است.
- مانعهای سخت با صبر، فکر و کوشش آسانتر میشوند.
پاسخ آماده برای کلاس
داستان چشمه و سنگ میگوید چشمهای کوچک در راه خود به سنگی سخت رسید. چشمه با مهربانی از سنگ خواست کنار برود، اما سنگ با غرور قبول نکرد. چشمه ناامید نشد و با تلاش زیاد راهی باز کرد و گذشت. نتیجه داستان این است که با امید، صبر و کوشش میتوان به هدف رسید.
نظرات