نگاره معروف، نمادین و شاهکار مذهبی استاد محمود فرشچیان «عصر عاشورا» نام دارد که در میان عموم مردم گاهی به اشتباه با نام تابلوی ظهر عاشورا نیز شناخته میشود.
هنر نگارگری ایران در طول تاریخ خود همواره با مفاهیم معنوی و قدسی پیوند خورده است، اما در عصر معاصر، هیچ اثری به اندازه شاهکار بیبدیل استاد محمود فرشچیان نتوانسته است عمق سوگ و حماسه واقعه کربلا را در قالب رنگ و خط به تصویر بکشد. این اثر تجلی کامل هنر آیینی و شیعی است که جایگاهی افسانهای در فرهنگ بصری ایرانیان پیدا کرده است.
داستان خلق اثر و بستر تاریخی شاهکار عصر عاشورا
استاد محمود فرشچیان این اثر جاودانه را در روز عاشورای سال ۱۳۵۵ هجری شمسی خلق کرد. به گفته خود استاد، در آن روز حالتی معنوی و دگرگون در درون خود احساس میکرد که باعث شد قلم را دست بگیرد و بدون هیچ طرح پیشنویسی، مستقیماً شروع به ترسیم این نگاره کند. این فوران ناگهانی احساس و اخلاص، اثری را پدید آورد که پس از گذشت چندین دهه همچنان زنده و تاثیرگذار است.
این تابلوی کمنظیر در ابعاد تقریبی ۷۳ در ۱۰۰ سانتیمتر و با تکنیک اکریلیک روی مقوای ماکت فشرده خلق شده است. خلق این اثر نقطه عطفی در تاریخ نگارگری معاصر ایران و تجلی هنر آیینی و شیعی به شمار میرود. ظرافتهای مینیاتوری سنتی در این کار با رویکردی نوآورانه درآمیخته است تا بیشترین تاثیر حسی را بر مخاطب بگذارد.
نکته مهم: با وجود اینکه در گفتگوهای عامیانه و برخی منابع رسانهای غیرتخصصی از این اثر با عنوان تابلوی ظهر عاشورا یاد میشود، نام رسمی و ثبتشده آن در اسناد موزهای «عصر عاشورا» است؛ چرا که به لحاظ روایی، زمان بازگشت اسب بیسوار به خیمهها پس از شهادت امام حسین (ع) یعنی وقت عصر را روایت میکند.
تحلیل ساختار فنی و سبک نگارگری نوین استاد فرشچیان
سبک این اثر مینیاتور مدرن ایرانی یا همان نگارگری نوین است. استاد فرشچیان با حفظ اصالتها و قواعد سنتی نقاشی ایرانی، از عناصری مانند آناتومی دقیقتر، پرسپکتیو حسی و حجمپردازیهای ظریف بهره گرفته تا بیانی احساسی و اکسپرسیو ایجاد کند. این رویکرد باعث شده تا اثر هم برای مخاطب سنتی و هم برای منتقدان مدرن قابل درک و ستایش باشد.
ترکیببندی حلزونی: ترکیببندی یا کمپوزیسیون کادر بر اساس یک ساختار مدور و حلزونی (مارپیچ) طراحی شده است. خطوط منحنی و روان اثر، چشم مخاطب را از حواشی تابلو به سمت مرکز ثقل حزن یعنی فیگور اسب و اسیران سوگوار هدایت میکند و مانع از سرگردانی دید در فضای کادر میشود.
پالت رنگی هوشمندانه: برخلاف مینیاتورهای سنتی مکاتب اصفهان یا تبریز که سرشار از رنگهای درخشان، لاجوردی و طلاکاری هستند، پالت رنگی این نگاره عمداً از رنگهای کدر، خاکستری، قهوهای و خاکی تشکیل شده است تا فضای غبارآلود، خفقانآور و غمبار کربلا را تداعی کند.
نمادشناسی و جلوههای پنهان در نگاره عصر عاشورا
هر یک از اجزای ترسیمشده در این نگاره حامل پیامهای عمیق نمادین هستند که هوشمندی طراح آن را نشان میدهند:
- حذف فیزیکی پیکر مطهر: مهمترین تمهید زیباییشناختی این اثر، حذف فیزیکی پیکر مطهر امام حسین (ع) است. عدم ترسیم مستقیم چهره معصوم، علاوه بر حفظ قداست و حرمت، بار دراماتیک داستان را به شدت افزایش داده و تخیل مخاطب را فعال میسازد تا مفهوم «غیبت در حضور» شکل گیرد.
- ذوالجناح به عنوان راوی: اسب بیسوار یا همان ذوالجناح، راوی اصلی فاجعه است. سرِ خمیده اسب، چشمان نیمهباز و گریان، یالهای آشفته و تیرهای نشسته بر پیکرش، همگی پیامآور پایان نبرد و تنهایی اهل بیت هستند و تضاد استواری اسب با شکستگی فیگور زنان را نمایان میکنند.
- عناصر محیطی غمناک: حضور کبوتران بالخونین بر روی زین لغزیده اسب، نماد پیامرسانان شهادت و ارواح پاکی است که بر این مصیبت گواهی میدهند. همچنین نخلهای پژمرده و رو به افول در حاشیه تصویر، نشانهای از خزان باغ نبوت و شهادت یاران حق است.
محل نگهداری فعلی و جایگاه فرهنگی اثر
نگاره معروف عصر عاشورا در سال ۱۳۶۹ شمسی توسط خود استاد محمود فرشچیان به صورت رسمی وقف و به موزه آستان قدس رضوی در مشهد مقدس اهدا شد. این تابلو نخستین اثر اهدایی استاد به حرم مطهر بود که زنجیره اهدای سایر شاهکارهای ایشان را آغاز کرد. اهالی هنر این اقدام را گامی بزرگ در جهت حفظ ملی این آثار میدانند.
موقعیت نمایش در موزه
در حال حاضر این اثر گرانبها در تالار اختصاصی استاد فرشچیان واقع در «موزه هنرهای تجسمی آستان قدس رضوی» نگهداری میشود و به دلیل ارزش بیبدیل فرهنگی، در فهرست آثار ملی ایران نیز به ثبت رسیده است. سالانه هزاران زائر و دوستدار هنر از این شاهکار نزدیک دیدن میکنند.
تأثیرگذاری اجتماعی این تابلو به حدی است که به ملموسترین و ماندگارترین تصویر ذهنی شیعیان از واقعه کربلا تبدیل شده و بارها در کتب درسی، پوسترهای مذهبی، تعزیهها و حتی آثار صنایع دستی مانند فرشبافی و معرق بازتولید شده است.
جمعبندی و نتیجهگیری
جواب پیشنهادی: تابلوی ماندگار و بینظیر استاد فرشچیان که به نماد تصویری روز عاشورا بدل شده، «عصر عاشورا» نام دارد. این اثر نه تنها از نظر تکنیک نگارگری نوین و ترکیببندی مینیاتوری یک شاهکار فنی است، بلکه به دلیل خلوص نیت در خلق و اهدای آن به موزه آستان قدس رضوی، به عنوان یک میراث ملی و مذهبی جاودان در تاریخ ایران ثبت شده است.
پرسشهای متداول
چه فیگورهای سرشناسی از اهل بیت در این نگاره قابل تشخیص هستند؟
به باور اکثر منتقدان هنر، مرکز ثقل احساسی و فیگور اصلی که سر بر یال و دامن ذوالجناح گذاشته، نماد حضرت سکینه (س) دختر امام حسین (ع) است و سایر فیگورهای خمیده با چهرههای پوشانده شده، نشاندهنده حیا و اندوه عمیق حضرت زینب (س) و زنان حرم هستند.
آیا استاد فرشچیان آثار عاشورایی دیگری هم تالیف کرده است؟
بله، تابلوی عصر عاشورا بخشی از یک زنجیره آثار مذهبی استاد است. ایشان شاهکارهای دیگری چون «پرچمدار حق» (با محوریت حضرت عباس ع)، «شام غریبان»، «ستایش پروردگار» و «معراج» را نیز خلق کرده و به موزه آستان قدس اهدا نمودهاند.
طراحی ضریحهای مطهر ائمه چه ارتباطی با استاد فرشچیان دارد؟
علاوه بر نگارههای مینیاتوری، استاد محمود فرشچیان طراح اصلی و طراح ظریفکاریهای ضریح جدید امام رضا (ع) و همچنین ضریح مطهر امام حسین (ع) بوده که کار اجرای آنها توسط هنرمندان قلمزن بزرگ انجام شده است.
نظرات