سوگو

معنی ضرب المثل قدر عافیت داند که به مصیبتی گرفتار آید کلاس پنجم کوتاه

6 دقیقه مطالعه

معنی ساده و کوتاه این مَثَل این است که: قدر داشته‌هایمان را زمانی می‌فهمیم که آن‌ها را از دست بدهیم و تا وقتی در آسایش هستیم ارزش آن را نمی‌دانیم.

یکی از زیباترین و پرکاربردترین ضرب‌المثل‌های کتاب فارسی پایه پنجم ابتدایی، مَثَل معروف «قدر عافیت داند که به مصیبتی گرفتار آید» است. این جمله به زبان ساده به ما یادآوری می‌کند که انسان‌ها تا زمانی که در آرامش، سلامتی و امنیت زندگی می‌کنند، متوجه ارزش واقعی این نعمت‌ها نیستند. اما به محض اینکه مشکلی بزرگ یا بیماری سختی برایشان پیش می‌آید، تازه به یاد روزهای خوب گذشته می‌افتند و افسوس می‌خورند که چرا قدر آن روزها را ندانسته‌اند.

بررسی مفهوم کلمات کلیدی ضرب‌المثل برای دانش‌آموزان

برای اینکه بتوانید این ضرب‌المثل را در امتحانات یا انشاهای خود به بهترین شکل معنا کنید، بهتر است ابتدا با مفهوم کلمات اصلی آن آشنا شوید:

  • واژه عافیت به معنی سلامتی، آرامش، امنیت و بی‌دردی است؛ یعنی همان روزهای خوب و معمولی که بدون مشکل سپری می‌کنیم.
  • واژه مصیبت به معنی بلا، گرفتاری، بیماری و سختی‌های ناگهانی است که زندگی انسان را به هم می‌ریزد.
  • ترکیب این دو کلمه نشان می‌دهد که انسان‌ها معمولاً در زمان عافیت دچار غفلت می‌شوند و برای بیدار شدن، نیاز به یک تجربه تلخ دارند.

نکته مهم برای دانش‌آموزان: در سال پنجم ابتدایی، یادگیری این ضرب‌المثل به شما کمک می‌کند تا در بخش مهارت‌های نگارش و بنویسید، بتوانید یک متن را گسترش دهید و برای آن مقدمه و نتیجه‌گیری بنویسید.

داستان ریشه ضرب‌المثل در گلستان سعدی (به زبان ساده)

این ضرب‌المثل ارزشمند از یک حکایت شیرین در باب اول کتاب گلستان سعدی گرفته شده است. داستان از این قرار است که:

در زمان‌های قدیم، پادشاهی به همراه یک غلام سوار بر کشتی شدند تا به یک سفر دریایی بروند. این غلام تا به حال دریا را ندیده بود و هیچ‌وقت سوار کشتی نشده بود. به محض اینکه کشتی راه افتاد، غلام از ترس غرق شدن شروع به گریه و زاری کرد. او از شدت لرزش و ناآرامی، آسایش و آرامش را از همه مسافران و پادشاه گرفت و هیچ‌کس نمی‌توانست او را ساکت کند.

هرچه پادشاه و نزدیکانش به او محبت کردند، جای خوب به او دادند و نصیحتش کردند، غلام آرام نشد. در این میان، دانشمند و حکیمی که در کشتی حضور داشت به پادشاه گفت: «اگر فرمان دهی، من او را به طریقی آرام کنم که مایه زحمت دیگران نشود.» شاه فوراً موافقت کرد.

حکیم دستور داد غلام را به دریا بیندازند! مأموران کشتی او را به وسط آب پرتاب کردند. غلام چند بار در آب غوطه‌ور شد، ترسید و طعم غرق شدن را کاملاً چشید. سپس موهای او را گرفتند و دوباره به داخل کشتی کشیدند. غلام که حالا طعم ترس واقعی را چشیده بود، فوراً در گوشه‌ای از کشتی آرام و بی‌صدا نشست و دیگر هیچ شکایتی نکرد.

شاه با تعجب از حکیم علت این کار را پرسید. حکیم پاسخ داد: «او در ابتدا سختی غرق شدن را نچشیده بود و ارزش امنیت و آرامش کشتی را نمی‌دانست؛ همین‌طور، قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

عبارات و کلمات مرتبط با این مفهوم

در فرهنگ لغت و تکالیف مدرسه‌، کلمات این مَثَل معمولاً با ویژگی‌های زیر شناخته می‌شوند:

عافیت (۵ حرف - سلامتی)
مصیبت (۵ حرف - سختی)
گرفتار (۶ حرف - مبتلا)
شکرگزاری (۸ حرف - سپاس)

مثال‌های واقعی از زندگی روزمره برای نوشتن انشا

اگر می‌خواهید برای تکالیف نگارش کلاس پنجم یک انشای عالی بنویسید، می‌توانید از سه مثال ملموس زیر الگوبرداری کنید:

۱

مثال سلامتی: تا زمانی که سالم هستیم، از دویدن و بازی کردن لذت می‌بریم بدون اینکه به ارزش پاها یا نفس کشیدنمان فکر کنیم؛ اما وقتی یک سرماخوردگی ساده می‌گیریم یا پایمان آسیب می‌بیند، تازه می‌فهمیم روزهای سلامتی چقدر باارزش بوده است.

۲

مثال وسایل زندگی: وقتی برق خانه‌مان برای چند ساعت قطع می‌شود و در گرما یا تاریکی می‌مانیم، تازه متوجه می‌شویم که وجود برق و وسایل سرمایشی چقدر زندگی را راحت و شیرین کرده بود.

۳

مثال خانواده: دوری کوتاه مدت از پدر و مادر در سفر، به ما یادآوری می‌کند که داشتن آغوش گرم خانواده چه نعمت بزرگی است که در روزهای عادی از آن غافل بوده‌ایم.

جمع‌بندی و پیام اخلاقی

«جواب پیشنهادی:» این مَثَل به ما یاد می‌دهد که همیشه و در هر حال شکرگزار نعمت‌های خداوند باشیم و منتظر نمانیم تا یک اتفاق بد رخ دهد تا ارزش داشته‌هایمان (مثل سلامتی، خانواده، خانه امن و دوستان خوب) را درک کنیم.

پرسش‌های متداول دانش‌آموزان (FAQ)

پیام اصلی ضرب المثل قدر عافیت داند چیست؟

پیام اصلی این مثل، دعوت به شکرگزاری، سپاس‌گزاری از نعمت‌های موجود در زندگی و دوری از ناسپاسی و بهانه‌گیری‌های مداوم است.

کدام بیت معروف از سعدی با این ضرب‌المثل هم‌معنی است؟

سعدی در پایان همین حکایت می‌گوید: «ای سیر، تو را نان جوین خوش ننماید / معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است» که یعنی انسان سیر ارزش نان ساده را هم نمی‌داند.

چرا این حکایت در کتاب فارسی پنجم ابتدایی گنجانده شده است?

هدف از گنجاندن این مَثَل، تقویت هوش کلامی دانش‌آموزان، آشنایی با متون کهن گلستان و یادگیری مهارت گسترش متن و انشانویسی اخلاقی است.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند مطلب تصادفی از آرشیو سوگو، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!