سوگو

تو چه در پیمانه کردی که مرا دیوانه دیوانه کردی

6 دقیقه مطالعه

این عبارت معروف مطلع تصنیفی قدیمی از عارف قزوینی است که در سال‌های اخیر با اجرای مداحی شورانگیز سید جواد ذاکر در مجالس مذهبی به شهرت و ماندگاری فراوانی رسیده است.

بیت خاطره‌انگیز و پرطرفدار «تو چه در پیمانه کردی که مرا دیوانه دیوانه کردی» یکی از آثاری است که در حافظه شنیداری ایرانیان جایگاه ویژه‌ای دارد. این کلام هم در عرصه موسیقی اصیل سنتی و هم در فضای مراثی و مدایح مذهبی بارها بازخوانی شده و قلب مخاطبان بسیاری را لرزانده است. برای درک بهتر ریشه‌ها و مفاهیم این قطعه، نیاز است که ابعاد تاریخی و ادبی آن را به دقت واکاوی کنیم.

ریشه‌یابی و اصل شعر؛ عارف قزوینی یا حمید سبزواری؟

در بسیاری از منابع غیررسمی و پلتفرم‌های اینترنتی، این بیت به اشتباه به شاعر معاصر، حمید سبزواری یا حتی حکیم ملاهادی سبزواری نسبت داده شده است. اما بررسی‌های دقیق کتاب‌شناختی و دیوان‌پژوهی به وضوح نشان می‌دهد که این اثر هیچ‌گونه ارتباطی با سبک و دیوان حمید سبزواری ندارد.

اصل این قطعه، تصنیف شماره ۳ در دیوان عارف قزوینی، شاعر و ترانه‌سرای نامدار اواخر دوره قاجار و عصر مشروطه است. اصل مطلع این تصنیف در منابع مکتوب به صورت «نمی‌دانم چه در پیمانه کردی (جانم) / تو لیلی‌وش مرا دیوانه کردی» ثبت شده که در آواز افشاری و دشتی تصنیف و اجرا شده است.

نکته مهم: تداخل انتساب این شعر به حمید سبزواری یک اشتباه رایج در فضای مجازی است؛ چرا که ساختار واژگانی، زبان غزل و درون‌مایه تصنیف کاملاً با شیوه تصنیف‌سرایی عارف قزوینی همخوانی دارد و نام وی به عنوان خالق اثر در تمام اسناد رسمی موسیقی سنتی ایران ثبت شده است.

متن کامل تصنیف اصلی (نسخه قدیمی)

برای کسانی که تمایل دارند این اثر فاخر را به صورت کامل مطالعه یا بازخوانی کنند، متن مکتوب و اصیل این تصنیف قدیمی در ادامه آورده شده است:

نمی‌دانم چه در پیمانه کردی (جانم) / تو لیلی‌وش مرا دیوانه کردی
چه گفتت زاهدا پیر خرابات / که ترک سبحه صد دانه کردی
به فسون چشم شهلا تو مرا افسانه کردی / مرا از خویش و از بیگانه کردی
پریشان روز عالم شد از آن روز / که بر زلف پریشان شانه کردی
زدی از هر طرف آتش چو شمعم / مرا بیچاره چون پروانه کردی

تحول بستر شعر؛ از تصنیف مشروطه تا شور مذهبی سید جواد ذاکر

این تصنیف که در ابتدای خلق خود در دوره مشروطه، ماهیتی عاشقانه و در لایه‌های زیرین خود ابعادی اجتماعی داشت، به دلیل برخورداری از واژگان پرانرژی، صمیمی و انعطف‌پذیر ادبیات عرفانی (مانند پیمانه، دیوانه، ساقی، شمع و پروانه)، پتانسیل بالایی برای بازخوانی در بسترهای گوناگون پیدا کرد.

در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، مرحوم سید جواد ذاکر با الهام از ملودی روان و کلمات پرشور این اثر، آن را با تغییراتی در لحن و تکرار واژه‌ها به صورت «تو چه در پیمانه کردی که مرا دیوانه دیوانه کردی» در مدح امام حسین (ع) و اباعبدالله بازخوانی کرد. این تغییر هوشمندانه و اجرای پر از احساس، اثری را که سال‌ها در گوشه دیوان‌ها خاک می‌خورد، به یکی از ماندگارترین و نمادین‌ترین شورهای مداحی در تاریخ عزاداری معاصر ایران تبدیل نمود که هنوز هم در پاره‌ای از مجالس زمزمه می‌شود.

تحلیل نمادهای عرفانی اثر

استفاده از کلیدواژه‌های ادبیات اصیل صوفیانه و عرفانی در این شعر، به آن غنای معنایی دوچندانی بخشیده است. برای درک عمیق‌تر این مفاهیم، تعابیر اصلی به کار رفته در شعر را بررسی می‌کنیم:

پیمانه

در نگاه عرفانی، استعاره از ظرف دل سالک یا تجلی‌گاه هستی است که از باده عشق الهی و معرفت راستین پر می‌شود و کیفیت نگاه انسان به زندگی را دگرگون می‌سازد.

دیوانگی و جنون

در این بیت، جنون به معنای زوال عقل مصلحت‌پندار نیست؛ بلکه اشاره به مقام سکر، بی‌خودی و تجرید روحانی دارد که در آن عاشق از خودِ مجازی و علایق دنیوی تهی شده و سراپا غرق در جمال معشوق می‌گردد.

ترک سبحه صد دانه

نماد عبور از کثرت‌ها، مناسک ظاهری و عقل حساب‌گر زاهد است؛ به معنای رها کردن ریای زاهدانه برای رسیدن به توحید ذاتی و شهود قلبی که تنها با هدایت پیر خرابات (مرشد کامل) میسر می‌شود.

پرسش‌های متداول کاربران

کدام خوانندگان سنتی این تصنیف را اجرا کرده‌اند؟
این اثر قدیمی علاوه بر اجراهای رادیویی دوره گل‌ها با صدای عبدالوهاب شهیدی و بانو الهه، در آلبوم «راز دل» با صدای استاد محمدرضا شجریان و همکاری گروه فرامرز پایور در آواز دشتی به زیبایی بازخوانی و ثبت شده است.
چرا در برخی نسخه‌ها کلمه دیوانه تکرار می‌شود؟
تکرار واژه «دیوانه» به صورت (دیوانه دیوانه کردی) ریشه در نسخه‌های مکتوب دیوان قاجاری ندارد؛ بلکه یک آرایه صوتی و تکنیک ریتمیک در اجراهای شفاهی، موسیقیایی و به ویژه مداحی سبک شور است تا تأکید بیشتری بر حال مستی معنوی و اشتیاق درونی ایجاد کند.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

جواب پیشنهادی: عبارت شورانگیز «تو چه در پیمانه کردی...» نمونه‌ای درخشان از تلاقی هنر تصنیف‌سرایی دوره مشروطه (عارف قزوینی) با موسیقی سنتی استادان بزرگ و در نهایت فرهنگ نوحه‌خوانی مدرن (سید جواد ذاکر) است که نشان می‌دهد یک کلامِ برخاسته از دل چگونه می‌تواند مرزهای زمان و سبک‌های مختلف را درنوردد.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند مطلب تصادفی از آرشیو سوگو، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!