سوگو

۱۰ مثال مبالغه کلاس ششم با معنی + ۲۰ جمله ساده

7 دقیقه مطالعه

جواب سریع: ۱۰ مثال مبالغه کلاس ششم با معنی

  1. ز سُمّش زمین شد همه چاک چاک: زمین واقعاً شکافته نمی‌شود؛ قدرت رخش بزرگ‌نمایی شده است.
  2. فرو ریخت چون رود، خون از برش: خون به اندازه رود جاری نمی‌شود؛ شدت نبرد بزرگ شده است.
  3. زمین شد شش و آسمان گشت هشت: آشوب جنگ را بیش از اندازه نشان می‌دهد.
  4. بدوزم همی آسمان بر زمین: دوختن آسمان به زمین غیرممکن است.
  5. شود کوه آهن چو دریای آب: آب شدن کوه آهن، بزرگ‌نمایی ترس و هیبت است.
  6. گرد نعلش برآمد به ماه: گرد و خاک اسب تا ماه نمی‌رسد.
  7. از نازکی آزار رساند بدنش را: لطافت بیش از حد نشان داده شده است.
  8. از بس ایستادم، علف زیر پایم سبز شد: انتظار طولانی را اغراق‌آمیز می‌گوید.
  9. هزار بار به تو گفتم: منظور تکرار زیاد است، نه دقیقاً هزار بار.
  10. از سرما یخ زدم: یعنی خیلی سردم شد، نه اینکه واقعاً یخ زده باشم.

مبالغه یا بزرگ‌نمایی یعنی شاعر یا نویسنده چیزی را بیشتر، شدیدتر یا عجیب‌تر از واقعیت نشان دهد تا اثر سخن بیشتر شود. در فارسی ششم، به‌ویژه در درس «هفت خان رستم»، مبالغه زیاد دیده می‌شود چون متن حماسی است و می‌خواهد قدرت رستم، رخش و فضای نبرد را پررنگ کند.

برای جواب امتحانی کوتاه بنویسید: «مبالغه یعنی بزرگ‌نمایی در سخن؛ مانند ز سُمّش زمین شد همه چاک چاک، چون سُم اسب واقعاً همه زمین را چاک‌چاک نمی‌کند.»

مبالغه چیست؟

در مبالغه، جمله از حالت عادی بزرگ‌تر بیان می‌شود؛ اما هدف دروغ گفتن نیست. هدف این است که خواننده شدت یک حس، قدرت یک شخصیت یا بزرگی یک اتفاق را بهتر حس کند.

  1. در شعر حماسی، مبالغه قدرت پهلوان و سختی جنگ را نشان می‌دهد.
  2. در گفتار روزمره، مبالغه برای تأکید یا شوخی به کار می‌رود.
  3. برای تشخیص آن بپرسید: «آیا این اتفاق واقعاً همین‌قدر ممکن است؟» اگر پاسخ نه باشد و جمله برای تأکید آمده باشد، احتمالاً مبالغه است.

نمونه‌های مهم درس هفت خان رستم

۱ز سُمّش زمین شد همه چاک چاک

معنی: رخش چنان خشمگین و پرقدرت به زمین کوبید که شاعر زمین را چاک‌چاک توصیف کرده است. این جمله برای نشان دادن قدرت رخش مبالغه دارد.

۲فرو ریخت چون رود، خون از برش

معنی: خون فراوانی ریخت، اما نه واقعاً مانند رود. تشبیه «چون رود» و بزرگ‌نمایی مقدار خون، شدت نبرد را نشان می‌دهد.

۳بینداخت چون باد، خم کمند

معنی: رستم کمند را بسیار تند انداخت. «چون باد» بیشتر تشبیه است، اما تندی حرکت هم به شکل پررنگ بیان شده است.

۱۰ مثال مبالغه با معنی کوتاه

۱شود کوه آهن چو دریای آب

کوه آهن از شنیدن نام کسی آب نمی‌شود؛ شاعر ترس و هیبت را بزرگ کرده است.

۲بدوزم همی آسمان بر زمین

دوختن آسمان به زمین ممکن نیست؛ قدرت تیراندازی یا جنگاوری اغراق‌آمیز بیان شده است.

۳زمین شد شش و آسمان گشت هشت

نه زمین شش قسمت می‌شود و نه آسمان هشت قسمت؛ هیاهوی میدان جنگ بزرگ‌نمایی شده است.

۴گرد نعلش برآمد به ماه

گرد و خاک تا ماه نمی‌رود؛ سرعت و شکوه حرکت اسب بزرگ نشان داده شده است.

۵از نازکی آزار رساند بدنش را

گلبرگ نمی‌تواند بدن را آزار دهد؛ لطافت و ظرافت بیش از اندازه بیان شده است.

۶کز سنگ ناله خیزد وقت وداع یاران

سنگ ناله نمی‌کند؛ شاعر سختی و اندوه جدایی را بزرگ‌نمایی کرده است.

۷هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است

یک قطره شبنم نمی‌تواند صد دریا باشد؛ دشواری راه بیش از حد نشان داده شده است.

۸از بس گریه کرد، رود راه افتاد

گریه انسان به رود تبدیل نمی‌شود؛ شدت گریه بزرگ‌نمایی شده است.

۹صد بار از خجالت آب شدم

کسی از خجالت واقعاً آب نمی‌شود؛ گوینده شدت شرمندگی را نشان می‌دهد.

۱۰صف نانوایی یک کیلومتر بود

صف معمولاً یک کیلومتر نیست؛ شلوغی صف با بزرگ‌نمایی بیان شده است.

۲۰ جمله مبالغه در گفتار روزمره

این جمله‌ها برای تمرین کلاسی مناسب‌اند. کنار هر جمله، معنی ساده آن آمده است.

۱از گرسنگی دارم کوه می‌خورم.

یعنی خیلی گرسنه‌ام.

۲از گرما پختم.

یعنی هوا بسیار گرم است.

۳آن‌قدر دویدم که جانم درآمد.

یعنی بسیار خسته شدم.

۴یک دنیا کار روی سرم ریخته است.

یعنی کارهای زیادی دارم.

۵از خنده مُردم.

یعنی خیلی خندیدم.

۶صد سال منتظرت ماندم.

یعنی خیلی منتظر ماندم.

۷صدای او تا آسمان رفت.

یعنی صدایش خیلی بلند بود.

۸کیفم یک تُن وزن دارد.

یعنی کیفم خیلی سنگین است.

۹از ترس قالب تهی کردم.

یعنی خیلی ترسیدم.

۱۰آن‌قدر حرف زد که گوشم پر شد.

یعنی بسیار زیاد حرف زد.

۱۱از تشنگی خشک شدم.

یعنی خیلی تشنه‌ام.

۱۲خانه از تمیزی برق می‌زد.

یعنی خانه خیلی تمیز بود.

۱۳اشک‌هایش سیل شد.

یعنی بسیار گریه کرد.

۱۴هزار بار این درس را خواندم.

یعنی چندین بار درس را مرور کردم.

۱۵از خواب، سنگین‌تر از کوه شده بودم.

یعنی خیلی خواب‌آلود بودم.

۱۶قلبم از خوشحالی می‌خواست پرواز کند.

یعنی خیلی خوشحال بودم.

۱۷از سرما دندان‌هایم به هم می‌لرزید و یخ زده بودم.

یعنی سرمای زیادی حس می‌کردم.

۱۸آن‌قدر سریع رفت که مثل برق ناپدید شد.

یعنی خیلی سریع رفت.

۱۹از بوی غذا هوش از سرم پرید.

یعنی بوی غذا بسیار دل‌پذیر بود.

۲۰با یک نگاه، همه چیز را فهمید.

یعنی خیلی زود متوجه شد.

فرق مبالغه با کنایه

  1. مبالغه بزرگ‌نمایی است؛ مثل «از گرما پختم».
  2. کنایه معنای غیرمستقیم دارد؛ مثل «از هفت خان گذشته است» یعنی تجربه‌های سخت زیادی داشته است.
  3. معنی نزدیک و معنی دور بیشتر برای کنایه به کار می‌رود، نه برای مبالغه.
  4. اگر جمله فقط شدت یک حالت را بیشتر از واقعیت نشان دهد، آن را مبالغه بدانید.

جمع‌بندی

برای کلاس ششم کافی است مبالغه را با «بزرگ‌نمایی برای اثرگذاری بیشتر» به خاطر بسپارید. نمونه‌های درس هفت خان رستم را جداگانه یاد بگیرید و برای تمرین، از جمله‌های روزمره بالا استفاده کنید تا تشخیص مبالغه در شعر و نثر برایتان آسان‌تر شود.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!

مطالب مرتبط