در این مطلب ۱۰ مثال مبالغه کلاس ششم با معنی را همراه با نمونههای بیشتر از شعر، ضربالمثل و جملات روزمره آوردهایم. این فهرست هم برای تمرین فارسی ششم درس ۴ و ۵ و هم برای آمادگی امتحان مناسب است.
مبالغه (اغراق) چیست؟
📖
تعریف مبالغه
مبالغه یعنی بزرگنمایی یا کوچکنمایی در وصف چیزی برای تأثیرگذاری بیشتر. سه درجه دارد: تبلیغ (عقلاً و عادتاً ممکن) · اغراق (عقلاً ممکن اما عادتاً محال) · غلو (عقلاً و عادتاً محال)
۱۰ مثال مبالغه کلاس ششم با معنی
این ۱۰ نمونه مبالغه از شعرهای کتاب فارسی ششم و شاعران بزرگ ایرانی انتخاب شدهاند:
۱
شود کوه آهن چو دریای آب / اگر بشنود نام افراسیاب
فردوسی · کوه آهنی از شنیدن نام افراسیاب آب میشود — بزرگنمایی ترس و هیبت
۲
نبندد مرا دست، چرخ بلند
فردوسی · حتی آسمان هم نمیتواند دست رستم را ببندد — بزرگنمایی قدرت رستم
۳
ز سمّ ستوران در آن پهن دشت / زمین شد شش و آسمان گشت هشت
فردوسی · از تاختن اسبها زمین و آسمان جابهجا شد — بزرگنمایی شدت نبرد
۴
بفرو ریخت چون رود خون از برش
فردوسی · خون مانند رودخانه از بدنش جاری شد — بزرگنمایی خونریزی
۵
هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است
حافظ · هر قطره شبنم مانند صد دریای آتش است — بزرگنمایی سختی راه عشق
۶
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران
سعدی · گریهام به اندازه باران بهاری است — بزرگنمایی شدت گریه
۷
گر برگ گل سرخ کنی پیرهنش را / از نازکی آزار رساند بدنش را
بدنش آنقدر لطیف است که حتی گلبرگ هم آزارش میدهد — بزرگنمایی لطافت
۸
به زیورها بیارایند وقتی خوبرویان را / تو سیمینتن چنان خوبی که زیورها بیارایی
سعدی · تو آنقدر زیبایی که زیورها را تو میآرایی — بزرگنمایی زیبایی
۹
که من از گشاد کمان روز کین / بدوزم همی آسمان بر زمین
فردوسی · با تیر و کمان آسمان را به زمین میدوزم — بزرگنمایی مهارت تیراندازی
۱۰
خروشید و جوشید و برکند خاک
فردوسی · از شدت خشم زمین را کند — بزرگنمایی قدرت و خشم
۱۰ جمله مبالغه در زندگی روزمره
نمونههای مبالغه فقط در شعر نیست! در گفتار روزمره هم زیاد از مبالغه استفاده میکنیم:
۱۱
آنقدر گرسنهام که میتوانم یک گاو را بخورم!
شدت گرسنگی را به شکل غیرممکن بیان کرده
۱۲
من هزار بار بهت گفتم!
تعداد دفعات تکرار را بسیار بیشتر از واقعیت بیان کرده
۱۳
از بس ایستادم زیر پام علف سبز شد!
مدت انتظار آنقدر طولانی بوده که گویی علف رشد کرده
۱۴
دیروز به اندازه یک سال خوابیدم!
مدت خواب را بسیار بزرگتر از واقعیت بیان کرده
۱۵
از سرما یخ زدم!
سرما آنقدر شدید بوده که گویی بدن یخ زده
۱۶
از گرمای هوا داشتم میپختم!
شدت گرما به پخته شدن انسان تشبیه شده
۱۷
صف نانوایی یک کیلومتر بود!
طول صف را بسیار بیشتر از واقع بیان کرده
۱۸
انقدر خستهام که انگار کوهی را جابهجا کردهام!
خستگی را به جابهجایی کوه مقایسه کرده — کاری غیرممکن
۱۹
از درد سرم داشت میترکید!
شدت سردرد را با ترکیدن سر بیان کرده
۲۰
خندهاش آنقدر بلند بود که شیشههای خانه شکست!
بلندی خنده را به شکستن شیشه نسبت داده — غیرواقعی
مبالغه در ضربالمثلها
بسیاری از ضربالمثلهای فارسی هم بر پایه مبالغه ساخته شدهاند:
۲۱
آدم گرسنه سنگ هم میخورد
بزرگنمایی شدت گرسنگی — انسان سنگ نمیخورد
۲۲
یک کلاغ چهل کلاغ شد
بزرگنمایی در بازگویی خبر — از یک خبر کوچک چهل خبر ساختن
۲۳
آدم شاخ درمیآورد
بزرگنمایی تعجب — آنقدر عجیب که انسان شاخ درمیآورد
۲۴
شاخ غول را شکستم
بزرگنمایی سختی کاری که انجام شده
۲۵
روده کوچیکه روده بزرگه رو خورد
بیان طنزآمیز شدت گرسنگی — غیرممکن اما مفهوم را میرساند
تفاوت تبلیغ، اغراق و غلو
مبالغه در ادبیات فارسی به سه درجه تقسیم میشود:
۱
تبلیغ — عقلاً و عادتاً ممکن
مثال: «او خیلی قوی است» — ممکن و معمول
۲
اغراق — عقلاً ممکن اما عادتاً محال
مثال: «او میتواند یک درخت را بکَند» — از نظر عقل ممکن اما معمول نیست
۳
غلو — عقلاً و عادتاً محال
مثال: «از نگاهش آسمان شکافت» — نه ممکن است نه معمول
نظرات