ایرانیان برای پایان دادن به تبعیض نژادی امویان و با شعار برقراری عدالت و حمایت از خاندان پیامبر (الرضا من آل محمد) بنیعباس را به قدرت رساندند، اما پس از پیروزی، به دلیل تکرار ستمگریها، اشرافیگری خلفا، سرکوب علویان و قتل سرداران ایرانی مانند ابومسلم خراسانی، مردم از حکومت عباسیان ناراضی شدند.
بررسی تحولات دوران عباسی و چگونگی جابهجایی قدرت از امویان به عباسیان، یکی از مهمترین و پیچیدهترین بخشهای تاریخ اسلام و ایران است. نقشی که ایرانیان در این تغییر ساختار سیاسی ایفا کردند، نهتنها سرنوشت خلافت اسلامی را تغییر داد، بلکه مسیر تازهای را برای احیای هویت متمایز فرهنگی و سیاسی جامعه ایران هموار کرد. در ادامه این مقاله، ریشههای اصلی این دو رویداد بزرگ تاریخی یعنی حمایت اولیه و نارضایتی ثانویه را تحلیل میکنیم.
چرا ایرانیان بنیعباس را به قدرت رساندند؟ (ریشههای قیام)
سقوط سلسله امویان بدون حضور فعال و جانفشانیهای ساکنان فلات ایران، بهویژه اهالی خراسان، غیرممکن بود. ایرانیان به دلایل گوناگون اجتماعی، مالیاتی و عقیدتی، تشنه تغییر در ساختار حکومت بودند و دعوت عباسیان بهترین بستر را برای این هدف فراهم کرد.
سیاستهای نژادپرستانه و متعصبانه امویان: خلفای بنیامیه با نگاهی قومگرایانه، غیرعربها از جمله ایرانیان را به عنوان «موالی» یا شهروندان درجه دوم میشناختند و رفتاری آمیخته با تحقیر و تبعیض شدید با آنها داشتند.
وضع مالیاتهای سنگین و ظالمانه: امویان حتی از ایرانیانی که به دین اسلام گرویده بودند، جزیه و خراجهای سنگین دریافت میکردند. این مسئله فشار اقتصادی طاقتفرسایی را بر طبقه دهقانان و کشاورزان وارد میکرد.
هوشمندی تبلیغاتی عباسیان: فرستادگان عباسی با زیرکی از شعار فریبنده «الرضا من آل محمد» (شخص پسندیده از خاندان پیامبر) استفاده کردند. این شعار، ارادت مذهبی ایرانیان به اهلبیت و خونخواهی شهدای کربلا را به نفع عباسیان مصادره کرد.
نقش بیبدیل ابومسلم خراسانی: این سردار بزرگ ایرانی و ارتش «سیاهجامگان» خراسان با سازماندهی نظامی منسجم توانستند سپاه شام را در هم بکوبند و عملاً پیروزی خلافت عباسی را رقم بزنند.
نکته مهم: شعار «الرضا من آل محمد» به این دلیل موفق شد که عباسیان تا روزهای پایانی قیام، نام دقیق نامزد خلافت خود را فاش نکردند تا همه گروههای ناراضی و بهویژه شیعیان را زیر یک پرچم متحد نگه دارند.
چرا مردم از حکومت بنیعباس ناراضی شدند؟ (عهدشکنی خلافت)
مردم ایران و دیگر سرزمینهای اسلامی بهسرعت دریافتند که تغییر خلافت، تنها جابهجایی مهرهها بوده و اصول حاکمیت تغییری نکرده است. خلفای عباسی پس از استقرار بر تخت قدرت در بغداد، سیاستهای متفاوتی را در پیش گرفتند که موج جدیدی از خشم عمومی را برانگیخت.
خلفای جدید مانند منصور و هارونالرشید، کاخهای باشکوهی بنا کردند و زندگی اشرافی و ملوکانه امویان را تکرار نمودند و تمام وعدههای عدالتخواهی فراموش شد.
بنیعباس پس از استفاده ابزاری از نام اهلبیت، بلافاصله پس از تثبیت قدرت، شیعیان و فرزندان امامان معصوم (ع) را با قساوت تمام سرکوب و زندانی کردند.
خلفای عباسی به دلیل ترس از افزایش نفوذ ایرانیان در دربار، دست به تصفیههای خونین زدند؛ از جمله قتل ناجوانمردانه ابومسلم خراسانی به دست منصور دوانقی و نابودی کامل خاندان وزیران برمکی به دستور هارونالرشید.
استمرار فساد دیوانی، واگذاری زمینهای کشاورزی به عنوان اقطاع به فرماندهان نظامی و در نهایت وارد کردن غلامان ترک به ارتش، بار مالیاتی مردم عادی را چندین برابر کرد.
مفهوم کلیدی: قتل ابومسلم خراسانی نقطه عطف بزرگی بود که به ایرانیان ثابت کرد عباسیان هرگز شرکای وفاداری برای آنها نخواهند بود و از همان زمان، جرقههای استقلالخواهی در شرق ایران زده شد.
واکنش ایرانیان به ستم عباسیان: از شورشها تا استقلال
نارضایتی مردم از حکومت بنیعباس صرفاً به اعتراضات پنهانی محدود نماند، بلکه به شکل جنبشهای بزرگ اجتماعی، نظامی و فرهنگی نمایان شد که پایههای خلافت بغداد را به لرزه درآورد.
در گام نخست، قیامهای متعددی به خونخواهی ابومسلم خراسانی و در اعتراض به ستمگری عباسیان شکل گرفت. جنبشهایی مانند قیام سنباد، مقنع (سپیدجامگان)، بابک خرمدین در آذربایجان و مازیار در طبرستان نمونههایی از این طغیانهای طولانیمدت بودند که سالها تمرکز و بودجه خلافت عباسی را به خود مشغول ساختند.
در کنار مبارزات نظامی، جنبش فرهنگی و ادبی «شعوبیه» توسط دانشمندان، نویسندگان و ادیبان ایرانی رونق گرفت. هدف این جنبش، به چالش کشیدن ادعای برتریجویی قومی اعراب و اثبات غنای تمدن، تاریخ و فرهنگ ایرانی در برابر خلافت بود.
در نهایت، این تضعیف تدریجی نظارت خلافت مرکزی بر ایالات شرقی، بستر لازم را برای تاسیس نخستین سلسلههای مستقل و نیمهمستقل ایرانی مانند طاهریان، صفاریان و سامانیان فراهم ساخت که منجر به احیای زبان فارسی و مدیریت بومی اراضی ایران شد.
جمعبندی تحولات
علت حمایت اولیه ایرانیان از بنیعباس، امید به برچیدن نظام طبقاتی امویان، کسب برابری حقوقی و برقراری عدالتی بود که اسلام وعده داده بود. اما علت نارضایتی بعدی، روی آوردن عباسیان به همان روشهای استبدادی، ترور رهبران محبوب ایرانی و نادیده گرفتن حقوق جامعه بود؛ امری که اراده ایرانیان را از تلاش برای اصلاح خلافت، به سمت تلاش برای کسب استقلال ملی سوق داد.
پرسشهای متداول (FAQ)
چرا عباسیان هویت واقعی خود را در ابتدای قیام از ایرانیان پنهان میکردند؟
زیرا تودههای مردم و ایرانیان شیفته علویان و فرزندان حضرت علی (ع) بودند؛ عباسیان با پنهانکاری و طرح شعار مبهم «آل محمد»، حمایتِ همزمان شیعیان و ناراضیان را جلب کردند و اگر از ابتدا نام خاندان خود را میآوردند، مورد استقبال قرار نمیگرفتند.
چه تفاوت عمدهای میان رویکرد یعقوب لیث صفاری و طاهریان در برابر عباسیان وجود داشت؟
طاهریان و سامانیان با حفظ اطاعت ظاهری و دریافت منشور از خلیفه، استقلال داخلی خود را پیش میبردند؛ اما یعقوب لیث صفاری بدون اجازه خلیفه و با اتکا به نیروی عیاران به قدرت رسید، مشروعیت بغداد را رد کرد و حتی مستقیماً به سمت پایتخت عباسیان لشکرکشی نمود.
نظرات