سوگو

در زمان ساسانیان مردم به چند گروه تقسیم میشدند نام ببرید

7 دقیقه مطالعه

در زمان ساسانیان، جامعه به طور رسمی و قانونی به ۴ طبقه اصلی شامل آسوروان (روحانیون)، ارتشتاران (نظامیان)، دبیران (دیوان‌سالاران) و واستریوشان و هوتوخشان (کشاورزان و پیشه‌وران) تقسیم می‌شد.

ساختار اجتماعی دوره ساسانی یکی از نمونه‌های بارز نظام‌های طبقاتی صلب در تاریخ جهان باستان است. این تقسیم‌بندی نه تنها وظایف شغلی، بلکه حقوق اجتماعی، میزان مالیات و حتی نوع پوشش و مسکن افراد را نیز تعیین می‌کرد. در این مقاله به بررسی دقیق کارکرد این طبقات و قواعد حاکم بر آن‌ها می‌پردازیم.

ریشه‌ها و چگونگی شکل‌گیری نظام طبقاتی ساسانی

امپراتوری ساسانی از بدو تأسیس توسط اردشیر بابکان، ساختار اجتماعی خود را بر پایه یک نظام طبقاتی بسیار صلب، بسته و موروثی بنا نهاد که ریشه در باورهای کهن اوستایی و اساطیری داشت. در این دیدگاه، حفظ مرزبندی‌های اجتماعی و باقی ماندن هر فرد در جایگاه پیشین خود، عین عدالت و پایبندی به نظم جهانی (اشا) تلقی می‌شد و هرگونه تلاش برای تغییر طبقه، گناهی مذهبی و اقدامی علیه امنیت ملی بود.

دین زرتشتی در این دوره به عنوان دین رسمی کشور، نقشی حیاتی در تبیین و مشروعیت‌بخشی به این هرم قدرت ایفا می‌کرد و توده مردم را به اطاعت محض از این تقسیم‌بندی فرا می‌خواند. تنسر، هیربدان هیربد عهد اردشیر، در نامه‌ای معروف به پادشاه طبرستان، این نظام را تضمین‌کننده بقای ملک و دین می‌داند.

نام و وظایف طبقات چهارگانه جامعه ساسانی

برای درک بهتر سازمان‌دهی این دوره، عناوین پهلوی و جزئیات وظایف هر طبقه را به تفکیک بررسی می‌کنیم:

۱. طبقه آسوروان (روحانیون)

شامل موبدان، هیربدان، مغان و دادوران (قاضیان) بود که وظیفه اداره آتشکده‌ها، قضاوت، آموزش و مشروعیت‌بخشی به پادشاه را بر عهده داشتند؛ «موبدان موبد» در دربار نفوذ سیاسی فوق‌العاده‌ای داشت و عملاً دومین شخص قدرتمند مملکت بود.

۲. طبقه ارتشتاران (جنگاوران)

شامل فرماندهان ارشد نظامی، سواران سنگین‌اسلحه (اسواران) و سربازان پیاده بود که وظیفه فتوحات، دفاع از مرزهای پهناور امپراتوری و حفظ امنیت داخلی را عهده‌دار بودند. ارتش ساسانی تکیه زیادی بر نجبای این طبقه داشت.

۳. طبقه دبیران (کارگزاران اداری)

شامل منشیان دربار، حسابداران، نویسندگان، پزشکان و منجمان بودند که چرخ دنده‌های بوروکراسی و دیوان‌سالاری ساسانی را می‌چرخاندند و مسئولیت جمع‌آوری مالیات و ثبت دقیق فرمان‌های شاهی را داشتند.

۴. طبقه واستریوشان و هوتوخشان (تولیدکنندگان)

بزرگ‌ترین گروه جامعه شامل کشاورزان (واستریوشان)، دامداران، پیشه‌وران و صنعتگران (هوتوخشان) که بار اصلی تولید اقتصادی، خدمات شهری و پرداخت مالیات‌های سنگین کشور بر دوش آن‌ها بود اما از کمترین حقوق سیاسی بهره می‌بردند.

آسوروان (روحانیون)
ارتشتاران (نظامیان)
دبیران (منشیان)
واستریوشان (روستاییان)
هوتوخشان (صنعتگران)

قوانین تحرک اجتماعی و معافیت‌های مالیاتی

یکی از ناعادلانه‌ترین ویژگی‌های این ساختار، معافیت گسترده سه طبقه نخست (روحانیون، نظامیان و دبیران) از پرداخت مالیات سرانه (گزیت) بود؛ به طوری که تمام هزینه‌های گزاف دربار، کاخ‌سازی‌ها و جنگ‌های طولانی با روم از طبقه چهارم وصول می‌شد.

جابه‌جایی میان طبقات تقریباً غیرممکن بود و فرزند یک کشاورز محکوم بود که تا پایان عمر کشاورز بماند. ازدواج میان‌طبقاتی ممنوع بود و حتی لباس افراد باید نشان‌دهنده هویت طبقاتی آن‌ها می‌بود.

قانون استثنا: جابه‌جایی میان طبقات تنها در موارد بسیار استثنایی رخ می‌داد؛ زمانی که فرد استعداد یا شجاعت جنگی شگرفی نشان می‌داد، موضوع پس از تایید موبدان بزرگ، به اجازه مستقیم شخص شاهنشاه می‌رسید تا ارتقای طبقه صورت گیرد.

داستان کفشگر در شاهنامه؛ آینه تمام‌نمای انسداد طبقاتی

فردوسی بزرگ در شاهنامه، این ویژگی سخت‌گیرانه را در قالب داستان کفشگر و انوشیروان به تصویر کشیده است؛ جایی که پادشاه در جریان جنگ با روم به بودجه نیاز مبرم دارد و فرستاده شاه به دنبال وام گرفتن از بازرگانان است.

کفشگری ثروتمند حاضر می‌شود تمام هزینه جنگ را به عنوان وام یا هدیه بپردازد، به این شرط که به فرزندش اجازه داده شود خواندن و نوشتن بیاموزد و به طبقه دبیران وارد شود. اما خسرو انوشیروان این درخواست را رد می‌کند؛ زیرا معتقد بود اگر فرزند کفشگر دبیر شود، سنت طبقاتی کشور شکسته شده و فرزند دبیر ناچار به کفشگری می‌شود که این کار نظم جهان را برهم می‌زند.

نکته مهم: نظام طبقاتی ساسانی هرچند در نظر و قانون بسیار صلب بود، اما در اواخر دوره ساسانی با ظهور طبقه دهقانان (خرده‌مالکان) دستخوش تغییراتی در موازنه قدرت اقتصادی شد.

مقایسه نظام طبقاتی ساسانی با سیستم کاست هندی

بسیاری از مورخان این نظام را با سیستم کاست در شبه‌قاره هند مقایسه می‌کنند. گام‌های زیر تفاوت‌ها و شباهت‌های ساختاری این دو سیستم را نشان می‌دهد:

۱

هر دو نظام ریشه در فرهنگ مشترک هندواروپایی دارند و تقسیم وظایف جامعه به مذهب، جنگ، اداره و تولید در هر دو ساختار مشترک است.

۲

سیستم کاست هندی (ورنا و جاتی) بسیار سخت‌تر و مبتنی بر مفاهیمی چون پاکی و ناپاکی خونی و آیینی بود که جنبه ماوراءالطبیعی شدیدی داشت.

۳

در نظام ساسانی، مرزبندی‌ها بیشتر جنبه اداری، کارکردی، مالیاتی و سیاسی داشت و پادشاه به عنوان داور نهایی قدرت تغییرات محدود را داشت؛ در حالی که در هند، برهمن‌ها استقلالی مستقل از قدرت شاهان داشتند.

جمع‌بندی

جواب پیشنهادی: جامعه ساسانی هرمی بود که در رأس آن شاهنشاه و نجبای درجه اول قرار داشتند و توده مردم در ۴ طبقه موروثی سازمان‌دهی شده بودند. حفظ این مرزها ضامن پایداری حکومت تلقی می‌شد، هرچند همین انسداد در نهایت به ضرر امپراتوری تمام شد.

پرسش‌های متداول

چه خاندان‌هایی فراتر از این چهار طبقه رسمی قرار داشتند؟

علاوه بر طبقات چهارگانه، شاهزادگان (واسپوهران) و هفت خاندان ممتاز ساسانی و پارتی (مانند سورن، کارن، مهران و اسپهبد) در بالاترین رأس هرم قدرت قرار داشتند و مناصب کلیدی حکومت و ارتش به صورت موروثی در انحصار آن‌ها بود.

پیامد اجتماعی این نظام سخت‌گیرانه برای امپراتوری ساسانی چه بود؟

این تبعیض و فشار مالیاتی شدید بر طبقه چهارم، ابتدا موجب پیدایش جنبش‌های برابری‌خواهانه رادیکال مانند جنبش مزدک در عهد قباد اول شد و در نهایت با ایجاد نارضایتی عمیق و تضعیف روحیه ملی، از دلایل اصلی فروپاشی سریع این امپراتوری بزرگ در برابر حملات بیرونی گردید.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند مطلب تصادفی از آرشیو سوگو، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!