مادرم اسمتو خوند تو گوشم
شال مشکیتو رو گذاشت رو دوشم
گفت برای روضه ی امام حسین
فرش زیر پامو هم میفروشم حسین
من پر علمو میبوسم تربت حرمو میبوسم
مادرم اسمتو خوند تو گوشم
شال مشکیتو رو گذاشت رو دوشم
گفت برای روضه ی امام حسین
فرش زیر پامو هم میفروشم حسین
من پر علمو میبوسم تربت حرمو میبوسم
دست مادرمو میبوسم حسین حسین
من پر علمو میبوسم تربت حرمو میبوسم
دست مادرمو میبوسم حسین حسین
از آخرین زیارتم چقدر گذشته
دست رو دلم بذار حسین دلم شکسته
تموم دلخوشی من فقط همین بود
قرارمون حرم غروب اربعین بود حسین
حسین حسین حسین حسین جان
چند مطلب تصادفی از آرشیو سوگو، شاید اینها هم به کارتان بیاید.
نظرات