داستان ذوالقرنین در سوره کهف (آیات ۸۳ تا ۱۰۱) قرآن کریم آمده است. در این آیات، خداوند به توصیف شخصیتی عادل و قدرتمند میپردازد که سه سفر مهم داشته است:
1. سفر به غرب (محل غروب خورشید)
2. سفر به شرق (محل طلوع خورشید)
3. سفر به منطقهای میان دو کوه (جایی که با قوم یأجوج و مأجوج روبهرو میشود و سدی میسازد)
برخی آیات کلیدی:
- آیه ۸۴:
«إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فِی الْأَرْضِ وَآتَیْنَاهُ مِن کُلِّ شَیْءٍ سَبَبًا»
(ما به او در زمین قدرت دادیم و از هر چیزی راهی به او عطا کردیم.)
- آیه ۹۴: (درباره یأجوج و مأجوج)
«قَالُوا یَا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ وَمَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ...»
- آیه ۹۶: (ساخت سد)
«آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتَّی إِذَا سَاوَی بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قَالَ انفُخُوا حَتَّی إِذَا جَعَلَهُ نَارًا قَالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْرًا»
نکته مهم:
هویت دقیق ذوالقرنین در تاریخ مورد بحث است و تفسیرهای مختلفی (مثل کوروش کبیر، اسکندر مقدونی یا پادشاهی دیگر) وجود دارد، اما قرآن او را به عنوان فرمانروایی مؤمن و عادل معرفی میکند.