پاسخ کوتاه: برای «نادانی» در جدول معمولاً واژههایی مثل جهل، جهالت، بیخردی، سفاهت و بیدانشی میآید؛ اگر منظور «شخص نادان» باشد، جوابهایی مثل جاهل، ابله، احمق، سفیه، بیخرد و کانا رایج است.
نادانی در جدول؛ پاسخها و مترادفهای رایج
سرنخ «نادانی» در جدول میتواند دو نوع جواب داشته باشد: گاهی خودِ حالت ندانستن را میخواهد، مثل جهل یا جهالت؛ گاهی هم به فرد نادان اشاره دارد و جوابهایی مثل جاهل، ابله یا سفیه مناسب میشود.
برای انتخاب جواب درست، تعداد خانههای جدول و جنس سرنخ مهم است. اگر سرنخ به صورت اسم آمده باشد، «جهل» و «نادانی» بهترند؛ اگر سرنخ درباره شخص باشد، «جاهل» یا «ابله» بیشتر به کار میآید.
جوابهای کوتاه و رایج
کدام جواب برای کدام سرنخ بهتر است؟
اینها بیشتر اسم حالت هستند و برای خود مفهوم نادانی مناسباند.
اینها بیشتر برای شخص نادان به کار میروند.
برای جدولهای ادبی یا رسمی مناسبترند.
اگر جدول لحن عامیانه داشته باشد، این گزینهها هم ممکن است بیایند.
پاسخ بر اساس تعداد حروف
- ۳ حرفی: جهل، خل
- ۴ حرفی: کانا
- ۵ حرفی: جاهل، ابله، احمق، سفیه
- ۶ حرفی: جهالت، حماقت
- ۷ حرفی و بیشتر: بیخردی، بیدانشی، کمخردی
نکته جدولی: اگر جواب با خانهها جور نمیشود، سرنخهای نزدیک مثل «نادان»، «بیخرد»، «ابله»، «سفیه» یا «جهالت» را هم در نظر بگیرید.
تفاوت نادانی، جهل و جهالت
نادانی واژهای عمومی برای نداشتن آگاهی یا دانش است. جهل و جهالت نیز همین معنی را میرسانند، اما رسمیتر و عربیترند. در جدولهای فارسی، هر سه میتوانند پاسخ درست باشند، ولی تعداد خانهها تعیین میکند کدام را باید وارد کرد.
جمعبندی
برای «نادانی در جدول»، جوابهای مطمئن عبارتاند از: جهل، جهالت، بیخردی، بیدانشی، سفاهت، حماقت. اگر منظور از سرنخ شخص نادان باشد، پاسخهای رایجتر جاهل، ابله، احمق، سفیه، بیخرد و کانا هستند.
پاسخ سریع: جهل، جهالت، بیخردی، جاهل، ابله، احمق، سفیه.
نظرات