این سوال برای خیال پردازی است. یعنی لازم نیست اتفاق واقعی بنویسیم؛ می توانیم با فکر خودمان یک داستان کوتاه و قشنگ بسازیم. برای کلاس دوم بهتر است جمله ها ساده، کوتاه و روشن باشند.
انشای کوتاه اگر کفش هایم بال داشتند
یک روز صبح دیدم کفش هایم دو بال کوچک دارند. آن ها را پوشیدم و آرام از زمین بلند شدم. خیلی خوشحال بودم. از بالای کوچه پرواز کردم و به درخت ها سلام دادم. پرنده ها کنارم آمدند و با من همراه شدند.
وقتی به مدرسه رسیدم، دوستانم تعجب کردند. به آن ها گفتم کفش هایم بال دارند، اما باید با احتیاط از آن ها استفاده کنم. بعد از کلاس، با کفش هایم به خانه برگشتم و ماجرایم را برای مادرم تعریف کردم. آن روز برای من یک روز شیرین و فراموش نشدنی بود.
چه چیزهایی می توانیم بنویسیم؟
چند جمله ساده برای شروع
اگر کفش هایم بال داشتند، هر صبح با لبخند به مدرسه می رفتم. اگر کفش هایم بال داشتند، ابرها را از نزدیک می دیدم. اگر کفش هایم بال داشتند، از بالا مراقب شهرمان بودم.
نظرات