اگر برای تمرین جملهسازی باید از دو کلمه «غصه» و «شسته» جمله طنز بسازید، بهتر است جمله کوتاه، روشن و مدرسهای باشد.
پاسخ کوتاه: نمونه جمله خندهدار با «غصه» و «شسته»: آنقدر غصه خوردم که چرا جورابم را شستهام، چون بعد از شستن فهمیدم جفتش اصلا وجود خارجی ندارد.
در این جمله، هر دو کلمه آمدهاند و طنز از اتفاق ساده و روزمره ساخته شده است.
۳۰ جمله خندهدار با غصه و شسته
- آنقدر غصه خوردم که لباسهایم را شسته بودم، اما باد همه را دوباره خاکی کرد.
- مادرم گفت غصه نخور، پیراهنت شسته شده؛ من هم گفتم مشکل این است که تکلیفهایم هنوز شسته نشدهاند.
- دفترم را با افتخار شسته و تمیز نگه داشتم، ولی از بس مشق نداشتم، معلمم غصه خورد.
- گربه محله بعد از دیدن لباسهای شسته من آنقدر خندید که من دیگر برای کثیف شدنشان غصه نخوردم.
- برادرم جوراب شسته پوشید و گفت بوی پیروزی میدهد؛ من فقط برای دماغ خودم غصه خوردم.
- اگر غصه با آب میرفت، من تا حالا همه غصههایم را همراه ظرفهای شسته تحویل کابینت داده بودم.
- مامان گفت لباس شسته را روی زمین ننداز؛ من از شدت غصه فهمیدم زمین هم از من مرتبتر است.
- امروز آنقدر غصه خوردم که چرا کفشم شسته است، چون دیگر بهانهای برای ورزش نکردن نداشتم.
- لیوان شسته را برداشتم تا آب بخورم، ولی یاد قبض آب افتادم و دوباره غصه خوردم.
- خواهرم گفت صورتت را شستهای یا فقط غصههایت را مرتب کردهای؟
- وقتی فهمیدم روپوشم شسته شده، غصه خوردم؛ چون دیگر نمیتوانستم بگویم برای مدرسه آماده نیستم.
- پدرم گفت ماشین را شستهام، مواظب باش؛ من هم از همان لحظه برای اولین لکه آینده غصه خوردم.
- آنقدر برای تکالیفم غصه خوردم که مدادم را هم بردم کنار لباسهای شسته تا کمی تازه شود.
- جوراب شسته من دوباره گم شد؛ دیگر مطمئنم او هم از دست صاحبش غصه خورده و فرار کرده است.
- به مادرم گفتم غصه نخور، ظرفها شسته شدند؛ نگفتم که فقط از کنار شیر آب ردشان کردم.
- کتابم آنقدر تمیز و شستهرفته بود که معلم فکر کرد اصلا خوانده نشده و من غصه خوردم.
- وقتی آینه شسته شد و صورتم را واضح نشان داد، فهمیدم بعضی غصهها بهتر است تار بمانند.
- غذایم را خوردم و بشقاب شسته را تحویل دادم، اما برای دسر نرسیدن هنوز غصه دارم.
- لباس شسته را پوشیدم و از تمیزی ذوق کردم، تا اینکه باران آمد و همه ذوقم تبدیل به غصه شد.
- من برای نمره ریاضی غصه میخوردم، ولی مادرم بیشتر نگران لباسهای شسته روی بند بود.
- اگر دفتر تکلیف هم مثل بشقاب شسته میشد، من هر روز با خیال راحت غصه نمیخوردم.
- پسرخالهام گفت کفشم را شستهام؛ بعد با همان کفش رفت توی گل و همه خانواده غصه خوردند.
- آنقدر غصه خوردم که چرا اتاقم تمیز نیست، تا اینکه فهمیدم فقط پردهها شسته شدهاند و اتاق هنوز خودش است.
- معلم گفت جملهای بسازید؛ من نوشتم: «غصه من وقتی شروع شد که لیوان شسته شکست.»
- وقتی ظرف شسته را دوباره کثیف کردم، فهمیدم غصه ظرفشویی یک چرخه طبیعی است.
- لباسم شسته بود، صورتم هم شسته بود، فقط غصه امتحان هنوز پاک نشده بود.
- برای اینکه غصه نخورم، همه چیز را شسته و مرتب کردم؛ بعد فهمیدم کنترل تلویزیون هم قایم شده است.
- مادرم گفت دلت را از غصه بشوی؛ من گفتم فعلا فقط جورابهایم شسته شدهاند.
- آشپزخانه آنقدر شسته و تمیز شد که من برای پیدا نکردن خوراکی پنهانی غصه خوردم.
- جمله آخرم این است: غصه نخور، اگر جملهات خندهدار نشد، حداقل کلمههایش شسته و تمیز کنار هم نشستهاند.
معنی کوتاه دو کلمه
غصه
یعنی اندوه، ناراحتی یا نگرانی؛ در جملههای طنز میتوان آن را با اتفاقی کوچک و روزمره ترکیب کرد.
شسته
یعنی چیزی که شسته شده یا تمیز شده است؛ گاهی در ترکیب «شستهرفته» هم به معنی مرتب و تمیز به کار میرود.
نکته برای ساخت جمله طنز
طنز خوب همیشه عجیب و پیچیده نیست. کافی است «غصه» را کنار یک اتفاق ساده مثل شستن لباس، ظرف، کفش یا دفتر بگذارید و نتیجه غیرمنتظره بسازید.
جمعبندی
برای جمله خندهدار با «غصه» و «شسته»، جملههایی کوتاه و روزمره بهتر جواب میدهند. نمونهها را میتوانید برای انشا، تمرین فارسی یا ساخت جملههای جدید با کمی تغییر استفاده کنید.
نظرات