پاسخ کوتاه
پرندگان در زمستان به من می گفتند: هوا خیلی سرد است، پیدا کردن دانه و آب سخت شده و ما به جای امنی برای پناه گرفتن نیاز داریم.
اگر می توانستم با پرندگان صحبت کنم، آرام کنار پنجره می ایستادم و به صدای آن ها گوش می دادم. فکر می کنم آن ها درباره سرما، گرسنگی، پیدا کردن آب و آرزوی آمدن بهار با من حرف می زدند.
نمونه متن کوتاه
یک روز سرد زمستانی، پرنده کوچکی روی شاخه خشک درخت نشست. از او پرسیدم: «در این هوا چه می کنی؟» گفت: «دنبال چند دانه و کمی آب می گردم. برف روی زمین را پوشانده و پیدا کردن غذا سخت شده است.»
من به او گفتم: «نگران نباش. برای تو و دوستانت کمی دانه کنار باغچه می گذارم.» پرنده خوشحال شد و گفت: «اگر انسان ها به طبیعت مهربان باشند، زمستان برای ما آسان تر می شود.»
پرندگان چه می گفتند؟
درباره غذا
می گفتند: در زمستان دانه، حشره و میوه کمتر پیدا می شود.
درباره آب
می گفتند: گاهی آب یخ می زند و نوشیدن آب برای ما سخت می شود.
درباره پناهگاه
می گفتند: ما به جایی امن و خشک برای پنهان شدن از باد و سرما نیاز داریم.
درباره بهار
می گفتند: کاش بهار زودتر برسد تا هوا گرم شود و شاخه ها پر از برگ و دانه شوند.
نکته: برای کمک به پرندگان، می توانیم کمی دانه مناسب، آب تازه و جای امن در حیاط یا کنار باغچه بگذاریم؛ اما باید ظرف غذا و آب را تمیز نگه داریم.
چطور این نوشته را کامل کنیم؟
برای نوشتن جواب، اول صحنه را توصیف کنید؛ مثلا برف، باد سرد و شاخه های خشک. بعد گفت وگوی خودتان با پرنده را بنویسید و در پایان بگویید چه کمکی می کنید.
جمع بندی: پرندگان در زمستان بیشتر از سرما، کمبود غذا و نیاز به پناهگاه با ما حرف می زدند و از ما مهربانی می خواستند.
نظرات