جملات نمونه با واژه bear بر اساس دو نقش کلیدی آن یعنی اسم به معنی خرس و فعل به معنی تحمل کردن یا به دوش کشیدن ساخته میشوند.
کلمه کاربردی و چندمنظوره bear یکی از واژههای جالب در آموزش زبان انگلیسی است که در بسترها و نقشهای گوناگونی به کار میرود. درک صحیح این کلمه مستلزم آشنایی با کاربردهای اسمی و فعلی آن در جملات انگلیسی با ترجمه فارسی است.
جملات نمونه با کلمه bear در نقش اسم (خرس)
رایجترین و آشناترین معنای این واژه برای زبانآموزان، نقش اسمی آن به معنای پستاندار بزرگ جثه یعنی خرس است. در ادامه چند جمله با bear در این نقش را بررسی میکنیم:
The brown bear wandered through the forest searching for food.
خرس قهوهای در جنگل پرسه میزد و به دنبال غذا میگشت.
Polar bears rely on sea ice to hunt and survive.
خرسهای قطبی برای شکار و زنده ماندن به یخهای دریا وابسته هستند.
The hikers were warned to avoid areas with grizzly bear activity.
به کوهنوردان هشدار داده شد که از مناطق با فعالیت خرس گریزلی دوری کنند.
The bear cub followed its mother through the green meadow.
توله خرس مادرش را از میان علفزار سبز دنبال میکرد.
جملات نمونه با فعل bear به معنی تحمل کردن و تاب آوردن
دومين کاربرد بسیار حیاتی این کلمه، استفاده از آن به عنوان فعل در ساختار جملات انگلیسی است. در این حالت، bear بیشتر به معنای تحمل کردن سختی، درد، مشقت یا فشارهای روحی و جسمی به کار میرود.
She couldn't bear the thought of losing her loved ones.
او نمیتوانست فکر از دست دادن عزیزانش را تحمل کند.
Learning to bear life’s challenges makes you much stronger.
یاد گرفتن تحمل چالشهای زندگی، تو را بسیار قویتر میکند.
She bore the severe pain silently, determined to stay strong.
او درد شدید را در سکوت تحمل کرد و مصمم بود که قوی بماند.
The emotional weight was too heavy for him to bear alone.
بار عاطفی سنگینتر از آن بود که او بتواند به تنهایی تحمل کند.
نکته مهم: همانطور که در جمله سوم مشاهده کردید، زمان گذشته فعل bear به صورت بیقاعده تغییر کرده و تبدیل به bore میشود.
کاربرد فعل bear در معنای حمل کردن و داشتن ویژگی
علاوه بر معنای رایج تحمل کردن، فعل bear در زبان رسمی و مکتوب به معنای حمل کردن بار، به دوش کشیدن یک وزن فیزیکی یا داشتن و نمایش دادن یک علامت، امضا و ویژگی خاص بر روی یک شیء نیز استفاده میشود.
The heavy wooden pillars bear the weight of the entire roof.
ستونهای چوبی سنگین، وزن کل سقف را به دوش میکشند.
He had to bear the legal consequences of his past actions.
او مجبور بود عواقب قانونی کارهای گذشتهاش را تحمل کند.
The confidential document bears the official signature of the president.
آن سند محرمانه، امضای رسمی رئیسجمهور را به همراه دارد.
His tired face still bears the deep signs of years of hard work.
صورت خستهاش هنوز نشانههای عمیق سالها کار سخت را دارد.
جملات کاربردی با bear در معنای ثمر دادن و زاییدن
یکی دیگر از لایههای معنایی کمتر شناخته شده اما مهم این واژه، به بار نشستن گیاهان یا متولد کردن فرزند در متون ادبی و قدیمی است که نمونه جملات زیر این موضوع را روشنتر میسازند:
Our young apple trees will finally bear fruit next summer.
درختان سیب جوان ما سرانجام تابستان آینده میوه خواهند داد.
The ongoing investigation has failed to bear any useful results so far.
تحقیقات در حال جریان تا کنون هیچ نتیجه مفیدی به بار نیاورده است.
In old stories, it was written that she bore three brave sons.
در داستانهای قدیمی نوشته شده بود که او سه پسر شجاع به دنیا آورد.
یک نکته برای یادسپاری: عبارت اصطلاحی bear fruit نه تنها برای درختان، بلکه به صورت استعاری برای برنامهها، تلاشها و پروژههایی که به نتیجه مثبت میرسند نیز استفاده میشود.
دستهبندی کلی اصطلاحات و کلمات همخانواده
برای مرور سریع شکلهای مختلف این مفهوم، میتوانید عبارات کلیدی زیر را به خاطر بسپرید:
Bear Market بازار خرسی
Bear fruit به بار نشستن
Bear with me صبور بودن
Grizzly bear خرس گریزلی
جمعبندی
جواب پیشنهادی: کلمه bear از جمله واژگان منعطف زبان انگلیسی است. برای استفاده صحیح از آن، ابتدا به جایگاه کلمه در جمله دقت کنید؛ اگر قبل از آن صفت یا حرف تعریف آمد نقش اسم دارد و اگر بعد از فاعل یا افعال کمکی آمد، نقش فعلی داشته و به معنای حمل کردن یا تاب آوردن است.
سوالات متداول
شکلهای گذشته و قسمت سوم فعل bear در انگلیسی چیست؟
فعل bear یک فعل بیقاعده است. زمان گذشته ساده آن bore و قسمت سوم (Past Participle) آن در کاربردهای عمومی borne است. با این حال، شکل born صرفاً در ساختارهای مجهول و به معنی متولد شدن (مانند I was born) استفاده میشود.
چه تفاوتی میان دو واژه همآوای bear و bare وجود دارد؟
واژه bear به عنوان اسم یعنی خرس و به عنوان فعل یعنی تحمل یا حمل کردن. اما واژه bare یک صفت است که به معنی برهنه، لخت، خالی یا عاری از چیزی است و نباید در اصطلاحات با bear اشتباه گرفته شود.
اصطلاح کاربردی Bear with me در مکالمات به چه معناست؟
این یک اصطلاح محترمانه و بسیار رایج در محیطهای کاری و روزمره است که معنی «کمی صبور باشید»، «کمی به من فرصت دهید» یا «با من راه بیایید» را میدهد.
منظور از Bear Market در اصطلاحات اقتصادی و بورس چیست؟
به بازار نزولی که در آن قیمت سهام یا ارزهای دیجیتال رو به کاهش است، بازار خرسی یا Bear Market میگویند. این اصطلاح در مقابل بازار صعودی (Bull Market) قرار دارد.
نظرات