از نظر شهید حاج قاسم سلیمانی، اساس بقای نیروهای مسلح در اصل بنیادین «ولایتپذیری و تبعیت از ولایت فقیه» به همراه «مکتب معنویت» و «اتکا به قدرت تودههای مردم» خلاصه میشود.
مکتب دفاعی و اندیشه نظامی سردار سلیمانی برخلاف بسیاری از ژنرالهای کلاسیک جهان، بر پایه محاسبات صرفاً مادی، لجستیکی و تسلیحاتی استوار نبود. بررسی سیر رفتار، سخنرانیها و وصیتنامه ارزشمند ایشان نشان میدهد که از دیدگاه این فرمانده بزرگ، پایداری، بازدارندگی و بقای واقعی ساختارهای نظامی هنگامی تضمین میشود که با معیارهای معنوی و ارتباط عمیق با جامعه گره خورده باشد.
تبیین دکترین دفاعی سردار دلها؛ چرا سلاح برتر ایمان است؟
در دکترین نظامی و مکتب تربیتی شهید سلیمانی، برخلاف مکتوبات و نظریههای کلاسیک غرب و شرق، اقتدار و ماندگاری یک نیروی دفاعی هرگز با حجم تجهیزات یا پیشرفت تسلیحات سختافزاری سنجیده نمیشود. ایشان همواره بر این باور بودند که تسلیحات بدون ایمان، در مواجهه با بحرانهای بزرگ کارایی خود را از دست میدهند.
ایشان اساس کارآمدی و بقای بلندمدت ساختارهای مسلح را در طهارت باطنی، انگیزه الهی، اخلاص در عمل و پیوند روحی رزمندگان با سرچشمه غیب میدانستند که زوالناپذیر است. نیروهایی که با تکیه بر ایمان حرکت میکنند، در برابر شدیدترین هجمهها و کمبودهای مادی دچار فروپاشی روانی نخواهند شد.
جمله معروف «ما ملت شهادتیم، ما ملت امام حسینیم» نمونه بارز تکیه بر این اهرم معنوی است که شوق به ایثار را به بالاترین ابزار بازدارندگی در برابر قدرتهای استکباری تبدیل میکند. شهید سلیمانی بارها تأکید داشتند که روحیه شهادتطلبی، بنبستهای نظامی را در میدانهای پیچیده میشکند.
ولایتمداری؛ عمود خیمه انسجام و مانع فروپاشی نیروها
بر اساس وصیتنامه سیاسیالهی شهید سلیمانی و مکررات سخنرانیهای ایشان، تبعیت محض و قلبی از ولایت فقیه، ضامن بقای کشور و صیانت از نیروهای مدافع امنیت است. ایشان نیروهای مسلح را به مثابه حصاری برای جامعه میدانستند که استحکام این حصار تنها در گرو اتصال به عمود خیمه یعنی رهبری است.
در منظومه فکری این فرمانده بزرگ، تضعیف جایگاه فرماندهی کل قوا برابر با ایجاد رخنه در صفوف متحد نظامی و سوءاستفاده هوشمندانه دشمن از اختلافات داخلی تلقی میشد. انسجام ساختاری ارتش، سپاه و سایر قوا، زمانی در بالاترین سطح قرار میگیرد که دستورات فرماندهی فراتر از یک ابلاغیه اداری، به عنوان یک تکلیف شرعی نگریسته شود.
ایشان همواره نیروهای مسلح (اعم از سپاه، ارتش و بسیج) را به مرزبندی دقیق عقیدتی و سیاسی حول محور نظام اسلامی به عنوان یک «حرم» مقدس توصیه میکردند. این نگاه مانع از انحراف نیروهای نظامی از مسیر اصلی خود در کوران حوادث سیاسی میگردد.
نکته مهم: شهید سلیمانی در وصیتنامه خود صراحتاً پایداری و بقای نیروهای مسلح را منوط به حفظ رابطه دلی و اعتقادی با ولایت فقیه دانسته و آن را شرط عاقبتبهخیری معرفی کردهاند.
دکترین دفاع وطنی نامتقارن؛ وقتی تودههای مردم وارد میدان میشوند
رکن دوم در پایداری جبهه دفاعی از منظر حاج قاسم، پیوند ناگسستنی با تودههای جامعه و بومیسازی امنیت در بستر جوامع محلی فارغ از مذهب و قومیت بود. نیروهای مسلح نباید خود را تافتهای جدابافته از ملت بدانند، بلکه بقای آنها در گرو خدمتگزاری و تکیه بر ظرفیت بیانتها و فداکارانه مردم است.
هنگامی که ارتشهای سنتی و کلاسیک منطقه در مواجهه با جنگهای چریکی و تروریسم تکفیری دچار غافلگیری شدند، راهبرد شهید سلیمانی بازتعریف الگوی بسیج مردمی بود. او نشان داد که حضور فعال تودهها میتواند خلأ بزرگترین کمبودهای تجهیزاتی را پر کند و خطوط دفاعی نفوذناپذیری بسازد.
تأسیس تشکلهای پایدار و موفقی همچون الحشد الشعبی در عراق و قوات الدفاع الوطني در سوریه، نمونههای بارزی از این تزریق تفکر انسانمحور به ساختارهای دفاعی به شمار میرسهم. این رویکرد بقای ساختار را حتی در زمان سقوط زیرساختهای دولتی تضمین میکند.
ویژگیهای فرماندهی از نزدیک؛ الگوی مدیریتی «بیا» به جای «برو»
یکی از برجستهترین شاخصهای مدیریتی سردار سلیمانی، حضور فیزیکی مستمر در خطرناکترین و جلوترین نقاط جبهه نبرد به جای هدایت جنگ از اتاقهای سربسته فرماندهی بود. این رفتار نظامی، روحیه رزمندگان را به شدت تقویت کرده و ضریب پایداری نیروها را بالا میبرد.
این رویکرد که کارشناسان بینالمللی آن را با عنوان «فرماندهی از نزدیک» تحلیل میکنند، به معنای پیشقدم بودن فرمانده در پذیرش خطر و سپس فراخواندن رزمندگان بود. در مکتب ایشان، فرمانده هرگز به نیروهای خود نمیگفت «بروید»، بلکه همواره در صف اول میایستاد و میگفت «بیایید».
انعطافپذیری تاکتیکی شدید، سرعت بالا در تصمیمگیریهای بحرانی و تلفیق اعجابانگیز میدان با دیپلماسی فعال، سبک نظامی ایشان را از تمامی ژنرالهای همعصر متمایز میساخت. این پویایی عملیاتی مانع از فرسودگی و شکست سازمان رزم در برابر تهدیدات نوین میشد.
عوامل عملیاتی بقای نیروها از دیدگاه حاج قاسم
آموزش مستمر و انعطافپذیر: تطبیق سریع با تاکتیکهای ناهمتراز و نامتقارن دشمن.
اتحاد درونی و نفی تفرقه: همپوشانی کامل میان سپاه، ارتش و نیروهای امنیتی.
شجاعت در تصمیمگیری: عدم هراس از دگرگونیهای ناگهانی در صحنه نبرد.
جمعبندی مکتب دفاعی
نتیجه نهایی: اساس بقای نیروهای مسلح از نگاه شهید سلیمانی در یک مجموعه منسجم از ایمان الهی، پایبندی به اصل ولایت فقیه، مردمی بودن ساختار دفاعی و فرماندهی شجاعانه و میدانی تعریف میشود؛ اصولی که پایداری را فراتر از معادلات مادی رقم میزنند.
پرسشهای متداول
تفاوت نگاه شهید سلیمانی با دکترینهای نظامی کلاسیک جهان در چه بود؟
دکترینهای غربی و شرقی عمدتاً تجهیزاتمحور و مبتنی بر محاسبات مادی و فناوریهای سختافزاری هستند، در حالی که مکتب حاج قاسم انسانمحور و معنویتپایه بود و قدرت واقعی و عامل ماندگاری سازمان را ناشی از ایمان، اخلاص و شهادتطلبی میدانست.
تجلی عینی تفکر مردمپایه بودن امنیت در استراتژی منطقهای حاج قاسم چه بود؟
موفقیت در شکست حصر آمرلی، نجات اربیل و پاکسازی بوکمال با تکیه بر نیروهای بومی منطقه و سازماندهی تودههای محلی بدون اتکا به ارتشهای کلاسیک بزرگ، تجلی عینی و عملیاتی این راهبرد است.
نظرات