بر اساس متن صریح وصیتنامه الهی-سیاسی شهید حاج قاسم سلیمانی، اساس و هدف اصلی دشمنی جهان استکبار با جمهوری اسلامی ایران، آتش زدن، ویران کردن و آسیب رساندن به خیمه ولایت فقیه و رسولالله (ص) به عنوان عمود اصلی جبهه حق است.
تحلیل ریشههای خصومت نظام سلطه با ایران یکی از محوریترین مباحث در گفتمان و مکتب شهید حاج قاسم سلیمانی است. از نگاه این فرمانده ارشد، تقابل دنیای استکبار با نظام اسلامی، یک چالش دیپلماتیک ساده، سطحی یا صرفاً بر سر منافع زودگذر اقتصادی و مرزی نیست؛ بلکه این معارضه ریشه در ماهیت، اصول اعتقادی و مشی مستقل انقلاب اسلامی دارد که توازن قدرت قدرتهای بزرگ را در منطقه و جهان برهم زده است.
تبیین نظریه «جمهوری اسلامی حرم است» در مکتب سلیمانی
یکی از عمیقترین استعارههای فکری حاج قاسم سلیمانی در تبیین جایگاه ایران و علت تمرکز هجمههای جهانی بر آن، تشبیه نظام به یک «حرم» و «خیمه» برپا شده است. در منظومه فکری ایشان، دفاع از این جبهه جغرافیایی، معادل دفاع از کل کیان اسلام تلقی میشود.
- حاج قاسم در وصیتنامه خود نظام جمهوری اسلامی را به یک «حرم» تشبیه میکند که مرکزیت و قرارگاه اصلی تمام مقدسات جهان اسلام است.
- از دیدگاه ایشان، اگر این حرم و خیمه اصلی آسیب ببیند، دیگر حرمها اعم از مکه، مدینه، کربلا، نجف و حتی قرآن کریم آسیب جدی خواهند دید.
- معرفتشناسی این تفکر نشان میدهد که تقابل جهان با ایران، یک اختلاف مرزی یا دیپلماتیک ساده نیست، بلکه نبرد با مرکز پشتیبانی از کل ایدئولوژی اسلامی است.
نکته مهم: نگاه شهید سلیمانی به جغرافیای سیاسی ایران، نگاهی فراملی بود. او بقای مظاهر دینی و بقای امنیت در خاورمیانه را مستقیماً به پایداری این مرکزیت و حفظ عمود خیمه آن یعنی ولایت فقیه وابسته میدانست.
ریشههای ایدئولوژیک و تاریخی خصومت استکبار با ایران
تحلیل مکتب سلیمانی نشان میدهد که ریشههای دشمنی نظام سلطه با جمهوری اسلامی به دو بخش تضاد بنیادین فکری و پیشینه اقدامات استعماری غرب بازمیگردد. انقلاب اسلامی مدلی از حکومتداری را ارائه داد که با تعاریف مادی جهان مدرن همخوانی نداشت.
تضاد ماهوی میان مبانی سکولاریسم و اومانیسم غربی با الگوی حاکمیت الهی و نظریه ولایت فقیه، ریشه اصلی این تقابل عقیدتی است. نظامهای سلطهگر غربی اساساً نمیتوانند بپذیرند که ملتی بدون وابستگی به بلوکهای قدرت شرق و غرب، مسیر توسعه و تمدنسازی خود را بر پایه قوانین الهی و شریعت اسلامی پایهگذاری کند و در این مسیر مستحکم باقی بماند.
علاوه بر این، حافظه تاریخی ملت ایران آمیخته با مداخلات استعماری غرب است؛ رویدادهایی مانند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ بسترساز بیاعتمادی عمیق تاریخی و شکلگیری گفتمان استکبارستیزی شد. شعار راهبردی «نه شرقی، نه غربی» انقلاب اسلامی، نظم ژئوپلیتیک دو قطبی جهان را به چالش کشید و هژمونی سنتی ابرقدرتها را در خاورمیانه متزلزل کرد. این استقلالخواهی عمیق، علت اصلی رفتارهای خصمانه، تحریمها و فشارهای همهجانبه علیه ملت ایران است.
مفهوم استقلال در گفتمان سردار: از دیدگاه حاج قاسم، تسلیم نشدن در برابر اراده کدخدای خودخوانده جهان، هزینه دارد و این تحریمها و خصومتها، بهای حفظ عزت، شرف و استقلال واقعی یک ملت انقلابی است.
نقش جبهه مقاومت در عقیم کردن کلانپروژههای منطقهای آمریکا
از نگاه شهید سلیمانی، خشم جهانی نسبت به ایران به دلیل اقدامات عینی و میدانی است که توازن قدرت سختافزاری را در غرب آسیا دگرگون کرده است. ایران با تشکیل و تقویت جبهه مقاومت، مانع از تحقق نقشههای راهبردی ایالات متحده و متحدانش شد.
طرح کلان «خاورمیانه جدید» که هدف آن تجزیه کشورهای اسلامی و بازطراحی مرزها از مدیترانه تا مرزهای چین بود، با سد محکم محور مقاومت برخورد کرد.
نابودی قلمرو و برچیدن حاکمیت جغرافیایی تروریسم تکفیری داعش، بزرگترین ضربه به ابزار جنگ نیابتی غرب در سوریه و عراق بود.
بومیسازی امنیت و تقویت تسلیحاتی گروههای خط مقدم در غزه و لبنان، توازن قدرت سختافزاری را به نفع ملتهای مظلوم منطقه تغییر داد.
نظرات