علل شکلگیری دوره دوم نبردهای ایران و روسیه قاجاری
دوره دوم جنگهای ایران و روسیه عمدتاً به دلیل مبهم بودن خطوط مرزی در عهدنامه گلستان، بدرفتاری روسها با مسلمانان قفقاز و صدور فتوای جهاد علمای دین آغاز شد.
کتاب تاریخ تاریخ یازدهم به وضوح نشان میدهد که امضای عهدنامه گلستان پایان قطعی بحرانها نبود، بلکه مانند استخوانی در زخم، بستر لازم را برای یک رویارویی خونینتر در سالهای ۱۸۲۶ تا ۱۸۲۸ میلادی فراهم کرد.
پیشزمینه تاریخی: استخوان لای زخم عهدنامه گلستان
عهدنامه گلستان در سال ۱۸۱۳ میلادی به فرجام رسید، اما نگاه دربار قاجار و نخبگان سیاسی ایران به این توافقنامه، هرگز به عنوان یک صلح دائمی و پایدار نبود. فتحعلیشاه و ولیعهدش عباس میرزا این عهدنامه را صرفاً یک متارکه جنگی موقت برای بازسازی قوا قلمداد میکردند.
از سوی دیگر، احساس سرخوردگی ملی عمیقی در میان تودههای مردم و ساکنان مناطق جداشده شکل گرفته بود. ولایات خاننشین شمال قفقاز پیوندهای عمیق فرهنگی و مذهبی با بدنه ایران داشتند و جدایی غصبآمیز آنها، انگیزه بازپسگیری سرزمینهای از دسترفته را روزبهروز در اراده حاکمیت و مردم قویتر میکرد.
عوامل اصلی و محرکهای آغاز دوره دوم جنگ
بر اساس مستندات آموزش تاریخ یازدهم، چهار عامل کلیدی زنجیره حوادث را به سمت شلیک اولین گلولهها هدایت کرد:
متن عهدنامه گلستان به قدری مبهم، شتابزده و بدون نقشهبرداری دقیق تنظیم شده بود که هر یک از دو طرف تفسیر متفاوتی از مرزهای جدید داشتند. مأموران تزار روسیه با سوءاستفاده از این تاریکی حقوقی، به سرعت دست به کار شده و مناطقی نظیر گوکچه و بالیقلو را به اشغال خود درآوردند.
فرماندهان و حاکمان نظامی روسیه در سرزمینهای اشغالی قفقاز، سیاست خشونتآمیز و توهینآمیزی را علیه بومیان مسلمان پیش گرفتند. اعمال تبعیضهای شدید مذهبی و رفتارهای تحقیرآمیز، آستانه تحمل مردم منطقه را به صفر رساند.
مسلمانان به ستوه آمده تحت حاکمیت تزار، آرام ننشستند. آنها با فرستادن نامههای پنهانی، پیکها و نمایندگانی به تهران و حوزههای علمیه عتبات عالیات، از پادشاه ایران و مراجع عظام شیعه درخواست نجات و کمک نظامی کردند.
بحران مذهبی و انسانی قفقاز موجی از خشم را در میان مراجع بزرگ شیعه برانگیخت. علما با درک خطر نابودی اسلام در آن مناطق، فتوای جهاد دفاعی صادر کردند. این حرکت مشروعیت مذهبی فوقالعادهای به جنگ بخشید و فتحعلیشاه را برای تصمیمگیری تحت فشار شدید افکار عمومی قرار داد.
یک نکته تحلیلی: تلاقی تظلمخواهی مردم قفقاز و مواضع قاطع مراجع تقلید، چنان فضای حماسی و ملی در جامعه ایجاد کرد که دربار قاجار حتی در صورت تمایل به صلح، دیگر نمیتوانست در برابر خواست عمومی مقاومت کند.
نقش عباس میرزا و اشتباهات محاسباتی دربار
عباس میرزا، ولیعهد غیور قاجار، فرماندهی قشون ایران را بر عهده داشت. او پس از شکست در دور اول، دست به اصلاحات نظامی گسترده زده و ارتش مدرنی به نام «نظام جدید» ایجاد کرده بود. او انگیزهای قوی برای اعاده حیثیت سیاسی و نظامی خود داشت، اما محاسبات دربار با واقعیتهای میدان جنگ همخوانی کامل نداشت.
تحلیل اشتباهات استراتژیک ارتش ایران
دربار ایران تصور میکرد روسیه به دلیل درگیریهای همزمان با امپراتوری عثمانی و همچنین وقوع شورشهای داخلی موسوم به قیام دکابریستها در سنپترزبورگ، در موضع ضعف قرار دارد و توان پاسخگویی ندارد. این یک اشتباه محاسباتی بزرگ بود؛ چرا که تزار به سرعت شورشها را سرکوب کرد و ارتش ورزیده خود را به قفقاز گسیل داشت.
نکته مهم: هرچند ارتش ایران تحت فرماندهی عباس میرزا در ابتدای نبرد پیروزیهای درخشانی به دست آورد و حتی گنجه را آزاد کرد، اما خساست مفرط فتحعلیشاه در عدم تأمین بودجه و تجهیزات، سپاه ایران را در اواسط یک جنگ فرسایشی بدون آذوقه و تدارکات رها کرد.
تحریکات خارجی و بازی بزرگ استعمار
شعلهور شدن دوباره این نبرد، بدون فهم سیاستهای بینالمللی آن دوران قابل درک نیست. در این بخش روند رویدادهای دیپلماتیک را به صورت زمانبندی بررسی میکنیم:
مفاهیم کلیدی مرتبط با درس تاریخ
برای درک بهتر جزئیات این رویداد، اصطلاحات و محورهای زیر ساختار اصلی تحلیلهای تاریخی را شکل میدهند:
جمعبندی تحولات
«نتیجه نهایی:» دوره دوم جنگهای ایران و روس، محصول تجاوزات مرزی روسیه پس از قرارداد گلستان و فشار افکار عمومی و فتاوای جهاد در داخل ایران بود؛ جنگی که علیرغم جانفشانیهای اولیه، به دلیل ضعف ساختار مالی و تدارکاتی قاجار به شکست سنگین ایران و تحمیل عهدنامه ننگین ترکمنچای منجر شد.
کدام فقیه بزرگ رهبری اصلی علما را در اعلان جهاد دوره دوم بر عهده داشت؟
آیتالله سید محمد طباطبایی معروف به سید محمد مجاهد (نواده وحید بهبهانی) رهبر اصلی حرکت علما بود که همراه مراجعی چون ملا احمد نراقی به تهران و چمن سلطانیه آمد و سپس شخصاً عازم جبهههای جنگ شد.
چرا ارتش ایران با وجود پیروزیهای اولیه در جنگ دوم شکست خورد؟
دلیل اصلی شکست، کارشکنی مالی فتحعلیشاه و عدم ارسال بودجه به جبههها، در کنار برتری لجستیکی ارتش روسیه و ورود فرماندهان مجرب تزاری مانند پاسکویچ بود که منجر به شکست ایران در نبرد گنجه و متعاقباً سقوط تبریز شد.
نظرات