موضوع «قطره بارانی هستید که از ابری چکیدهاید» یک انشای تخیلی و ادبی است. بهترین روش نوشتن آن این است که خودتان را جای قطره بگذارید و سفر او را از آسمان تا زمین روایت کنید.
انشای آماده: من، قطرهای از آسمان
من قطرهای کوچک از دل ابری خاکستری بودم. مدتها در آغوش نرم ابر زندگی میکردم و کنار قطرههای دیگر، صدای باد را میشنیدم. ابر ما سنگین و پر از حرفهای نگفته بود. یک روز، باد آرامی وزید و من حس کردم زمان سفرم فرا رسیده است.
ناگهان از ابر جدا شدم. اول ترسیدم؛ زیر پایم زمین بزرگی بود که از آن بالا کوچک و دور به نظر میرسید. در میان هوا میچرخیدم و باد مرا این سو و آن سو میبرد. از کنار پرندهای گذشتم، روی گونه کودکی نشستم و دوباره لغزیدم. دنیا از بالا زیبا بود؛ خانهها مثل جعبههای رنگی بودند و رودخانهها مانند نخهای نقرهای روی زمین میدرخشیدند.
کمی بعد روی برگ سبز درختی فرود آمدم. برگ تشنه بود و با مهربانی مرا پذیرفت. از لبه برگ سر خوردم و به خاک رسیدم. خاک خشک، مرا در آغوش گرفت و من آرامآرام به سوی ریشهها رفتم. فهمیدم که من فقط یک قطره کوچک نیستم؛ میتوانم به رشد یک گل کمک کنم، تشنگی زمین را کم کنم و بخشی از زندگی باشم.
خورشید که بالا آمد، گرمای او مرا سبک کرد. دوباره از زمین جدا شدم و به آسمان برگشتم. حالا میدانستم سفر قطرهها هیچوقت تمام نمیشود. ما از ابر میآییم، به زمین جان میدهیم و روزی دوباره به آسمان بازمیگردیم.
طرح ساده برای نوشتن انشا
جملههای زیبا برای انشا
- از آغوش ابر جدا شدم و به سوی زمین ناشناخته سفر کردم.
- باد مرا مانند دانهای سبک در آسمان میچرخاند.
- زمین از دور شبیه نقاشی بزرگی بود که خداوند کشیده بود.
- روی برگ نشستم و برگ با لبخند سبزش مرا پذیرفت.
- فهمیدم قطره بودن کوچک نیست؛ هر قطره میتواند زندگی ببخشد.
نمونه کوتاهتر برای کلاس
من قطرهای باران بودم که از دل ابری تیره چکیدم. وقتی از ابر جدا شدم، هم ترسیدم و هم هیجانزده شدم. باد مرا با خود برد و من از بالا شهر، درختان و رودخانه را دیدم. بعد روی پنجره خانهای نشستم و کودک کوچکی با لبخند مرا نگاه کرد.
چند لحظه بعد از شیشه پایین لغزیدم و به خاک رسیدم. خاک تشنه مرا نوشید و من راهی ریشه یک گل شدم. آن روز فهمیدم که حتی یک قطره کوچک هم میتواند برای زمین مفید باشد.
واژههای مناسب برای این موضوع
| موضوع | واژههای پیشنهادی |
|---|---|
| ابر و آسمان | ابر خاکستری، آغوش ابر، باد، آسمان، پرواز |
| باران | چکیدن، لغزیدن، نمنم، قطره، بارش |
| زمین | خاک تشنه، برگ سبز، گل، رودخانه، پنجره |
| احساس | ترس، شوق، آرامش، امید، مهربانی |
| پیام | زندگی، رشد، چرخه طبیعت، آغاز دوباره |
نکات پایانی برای نمره بهتر
- انشا را اولشخص بنویسید؛ یعنی با «من» شروع کنید.
- به جای توضیح مستقیم، صحنهها را تصویرسازی کنید.
- از تشبیه استفاده کنید؛ مثلا «رودخانه مثل روبانی نقرهای بود».
- در پایان یک پیام اخلاقی یا علمی کوتاه درباره طبیعت بیاورید.
- از تکرار زیاد یک واژه خودداری کنید و جملهها را روان بنویسید.
جمعبندی
برای نوشتن انشا درباره قطره بارانی که از ابری چکیده است، باید سفر قطره را مثل یک داستان کوتاه روایت کنید: زندگی در ابر، جدا شدن، سقوط، دیدن زمین، فرود آمدن و تبدیل شدن به بخشی از چرخه طبیعت. این موضوع فرصت خوبی برای خیالپردازی و نوشتن متن ادبی است.
نظرات