معنای پالیز
«جالیز، صیفی کاری، فالیز، کشتزار، لته، مزرعه، باغ، بستان، پالیززار»
در فرهنگ معین
«باغ، بوستان، کشتزار، زمینی که در آن خربزه، خیار و مانند آن بکارند.»
«جالیز، صیفی کاری، فالیز، کشتزار، لته، مزرعه، باغ، بستان، پالیززار»
«باغ، بوستان، کشتزار، زمینی که در آن خربزه، خیار و مانند آن بکارند.»
نظرات