جمله با دورترین
یک جمله ساده با دورترین: دورترین خانه روستا کنار کوه بود. کلمه دورترین یعنی چیزی که از همه دورتر است.
معنی دورترین: دورتر از همه، با بیشترین فاصله
چند جمله ساده با دورترین
۱. دورترین ستارهها در آسمان شب میدرخشند.
۲. از بالای تپه، دورترین خانههای روستا را دیدیم.
۳. دوست من در دورترین شهر استان زندگی میکند.
۴. دورترین نیمکت کلاس کنار پنجره بود.
۵. پرنده روی دورترین شاخه درخت نشسته بود.
۶. پدرم گفت دورترین مسیر همیشه بهترین مسیر نیست.
۷. در نقشه، دورترین نقطه پارک را پیدا کردیم.
۸. دورترین سفر من به شهری کنار دریا بود.
۹. معلم از ما خواست دورترین وسیله کلاس را نام ببریم.
۱۰. قایق کوچک تا دورترین قسمت دریاچه رفت.
دورترین را کجا به کار میبریم؟
وقتی میخواهیم بگوییم چیزی از همه فاصله بیشتری دارد، از کلمه دورترین استفاده میکنیم. این کلمه میتواند درباره جا، خانه، شهر، ستاره، مسیر یا هر چیز دیگری باشد که فاصله دارد.
دور: فاصله دارد.
دورتر: فاصلهاش بیشتر است.
دورترین: از همه بیشتر فاصله دارد.
نکته نوشتاری: در جمله، دورترین معمولا قبل از اسم میآید؛ مثل «دورترین شهر»، «دورترین خانه» یا «دورترین ستاره».
جمعبندی
برای ساختن جمله با دورترین کافی است چیزی را انتخاب کنیم که از بقیه دورتر است. جملههایی مثل «دورترین خانه روستا کنار کوه بود» یا «دورترین ستارهها در آسمان میدرخشند» برای دانشآموزان ساده و مناسباند.
نظرات