امام حسین (ع) در وصیتنامه مشهور خود، هدف اصلی قیام را طلب اصلاح در امت، امر به معروف و نهی از منکر و احیای سیره نبوی و علوی بیان فرمودهاند.
نهضت عاشورا یکی از تاثیرگذارترین رویدادهای تاریخ اسلام است که بسترهای سیاسی و اجتماعی فراوانی در شکلگیری آن نقش داشتهاند. برای درک عمیق علت قیام امام حسین، بهترین و موثقترین منبع، بیانات، مکاتبات و خطبههای خود حضرت در مقاطع مختلف این حرکت تاریخی است. ایشان در طول مسیر حرکت خود از مدینه به مکه و سپس به سمت کوفه، با صراحت اهداف مانیفست خود را برای مردم و تاریخ تبیین کردند.
تحلیل وصیتنامه تاریخی امام حسین (ع) به محمد بن حنفیه
امام حسین (ع) پیش از خروج از مدینه، وصیتنامهای مکتوب و رسمی به برادرشان محمد بن حنفیه سپردند که به عنوان مانیفست اصلی و نیّت درونی قیام شناخته میشود. این سند مکتوب، خط بطلانی بر تمام تحلیلهای نادرستی است که انگیزههای شخصی یا منفعتطلبانه را به این حرکت نسبت میدهند.
ایشان در ابتدای این سند ماندگار، هرگونه انگیزه مادی، جاهطلبی و هواهای نفسانی را نفی کرده و فرمودند:
«إِنَّمِي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً»یعنی حرکت من از روی هوای نفس، سرکشی، فسادانگیزی و ستمگری نیست. حضرت بلافاصله هدف اثباتی خود را با عبارتی صریح اعلام میکنند که نشان میدهد ساختار جامعه اسلامی دچار انحراف بنیادین شده بود:
«وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي»در ادامه این سند، ابزار اجرای این اصلاحات جامع، «امر به معروف و نهی از منکر» و بازگشت به شیوه حکومتداری پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین علی (ع) معرفی شده است. این بخش نشان میدهد که انحراف موجود در خلافت اموی، فراتر از یک تغییر حاکم عادی، بلکه دگرگونی در اصول بنیادین دین بوده است.
خطبههای امام حسین (ع) در مسیر کربلا و افشای انحرافات
امام حسین (ع) در مسیر حرکت به سمت کوفه، در منازل مختلف مانند ذیحسم، اقدام به ایراد خطبه کردند تا همراهان و توده مردم را از عمق فاجعه سیاسی و اجتماعی سال ۶۰ هجری آگاه سازند. این سخنرانیها نشاندهنده رصد دقیق وضعیت جامعه توسط اباعبدالله است.
ایشان در خطبه معروف منزل ذیحسم با اشاره به دگرگونی شدید ارزشها و حاکمیت باطل فرمودند:
«أَلَا تَرَوْنَ إِلَى الْحَقِّ لَا يُعْمَلُ بِهِ وَإِلَى الْبَاطِلِ لَا يُتَنَاهَى عَنْهُ»آیا نمیبینید که به حق عمل نمیشود و از باطل دوری نمیگردد؟ در چنین شرایط خفقانآور و تاریکی است که مانیفست آزادیخواهی و شهادتطلبی حضرت با این واژگان حماسی تجلی مییابد:
«فَإِنِّي Lَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَالْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَمًا»من مرگ در راه حق را جز سعادت و زندگی با ستمگران را جز مایه ننگ، خواری و ملالت نمیبینم.
حضرت در مواجهه با سپاه حر بن یزید ریاحی نیز به حدیثی از رسول خدا (ص) استناد کردند که ابعاد تکلیفی قیام را روشنتر میسازد. بر اساس این استناد، سکوت در برابر حاکم ستمگری که پیمان الهی را شکسته، حرام خدا را حلال کرده و با گناه و ستم در میان بندگان خدا رفتار میکند، موجب همسرنوشتی با آن ظالم در آتش دوزخ خواهد بود. لذا قیام یک تکلیف شرعی برای جلوگیری از نابودی کامل دین بود.
خطبههای روز عاشورا؛ اتمام حجت و ریشهیابی سقوط جامعه
امام حسین (ع) در صبح روز عاشورا چندین بار پیش از آغاز نبرد خطبه خواندند. هدف اصلی این سخنرانیها، اتمام حجت کلامی، فقهی و تاریخی با لشکریان کوفه بود تا هیچگونه عذر و جهلی برای شرکتکنندگان در این جنایت باقی نماند.
- ۱خطبه اول و تبیین تبارنامه: حضرت در اولین خطبه با تبیین اصالت و تبارنامه خود فرمودند: «ألسْتُ ابنَ بنتِ نبيِّکم»؛ آیا من فرزند دختر پیامبر شما و جانشین او نیستم؟ ایشان با یادآوری شهادت کبار صحابه بر منزلت خود، مشروعیت مذهبی کوفیان را زیر سوال بردند.
- ۲خطبه دوم و ریشهیابی انحراف: حضرت در خطبه دوم، علت اصلی ناشنوایی، هیاهو و قساوت قلب لشکر مقابل را دگرگونی اخلاقی و لقمههای حرام دانستند و فرمودند: «مُلِئَتْ بُطُونُکُمْ مِنَ الْحَرَامِ»؛ شکمهایتان از مال حرام پر شده و بر دلهایتان مهر خورده است.
- ۳نفی ذلت و بیعت اموی: شعار حماسی و جاودان «هَیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» در همین مقطع و در پاسخ به پیشنهاد تسلیم شدن در برابر عبیدالله بن زیاد صادر شد که رد قاطعانه بیعت با حاکم فاسق را به نمایش گذاشت.
راستیآزمایی سند عبارت «ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی»
یکی از جملات بسیار مشهور که در ایام محرم و مجالس عزاداری به عنوان زبان حال یا کلام امام حسین (ع) شنیده میشود، عبارت زیر است:
«إنْ کانَ دینُ مُحَمَّدٍ لَمْ يَسْتَقِمْ إلّا بِقَتْلى فَيَا سُيُوفُ خُذِينى»ترجمه: «اگر دین محمد جز با کشته شدن من پابرجا نمیماند، پس ای شمشیرها، مرا در بر گیرید!» در این بخش به بررسی دقیق تاریخی این عبارت میپردازیم:
وضعیت در منابع کهن روایی:این عبارت در هیچیک از منابع حدیثی، روایی و مقاتل معتبر و کهن شیعه (مانند مقتل ابومخنف، الارشاد شیخ مفید یا امالی صدوق) وجود ندارد.
نظرات