مهمترین حکومتهای ایرانی در دوره خلافت عباسیان شامل طاهریان، صفاریان، سامانیان، علویان طبرستان، زیاریان و آل بویه هستند که با کاهش قدرت خلفای بغداد، استقلال سیاسی و فرهنگی ایران را احیا کردند.
دوران خلافت عباسی یکی از پرفرازونشیبترین ادوار تاریخی در جهان اسلام و فلات ایران است. با روی کار آمدن عباسیان، اگرچه اعراب همچنان در راس قدرت بودند، اما ایرانیان به پشتوانه دانش دیوانی و توان نظامی خود توانستند ساختار جدیدی را رقم بزنند. به مرور زمان و با سست شدن پایههای قدرت مرکزی در بغداد، امیران و سرداران بومی در گوشه و کنار ایران علم استقلال برافراشتند. این حکومتها هر کدام با رویکردی خاص نسبت به خلیفه، فصلی نوین در تاریخ، فرهنگ و زبان این مرز و بوم نگاشتند.
زمینه تاریخی و علل شکلگیری حکومتهای ایرانی
پس از سقوط امویان، ایرانیان که نقش محوری در روی کار آمدن خلافت عباسی داشتند، بهتدریج دریافتند که خلفای جدید نیز به وعدههای خود مبنی بر برابری عمل نمیکنند و سیاستهای انحصارطلبانه در پیش گرفتهاند. این مسئله اولین جرقههای نارضایتی را روشن کرد.
- سیاست سرکوبگرانه خلفا در قبال سرداران و خاندانهای بزرگ ایرانی مانند ابومسلم خراسانی و برمکیان، موجی از نارضایتی عمومی و بستری برای استقلالطلبی فراهم کرد.
- دوری جغرافیایی مناطقی چون خراسان، سیستان و ماوراءالنهر از پایتخت خلافت (بغداد)، نظارت مستقیم و کنترل اداری-نظامی را برای دستگاه خلافت بسیار دشوار میساخت.
- با ورود گسترده غلامان ترک به بدنه سپاه بغداد در عصر معتصم عباسی، اقتدار خلفا دچار ضعف درونی شد و این انحطاط مرکزی، فرصتی طلایی برای عیاران و دهقانان ایرانی ایجاد کرد تا پرچم استقلال برافرازند.
نکته مهم: تضعیف قدرت نظامی خلفا در بغداد به دلیل اختلافات داخلی و شورشهای صاحبالزنج و بابک خرمدین، توان سرکوب را از مرکز گرفت و به ولایات دوردست اجازه داد تا خراج خود را در درون مرزهای خود نگه دارند.
معرفی و بررسی سلسلههای ایرانی در عصر عباسی
سلسلههای متعددی در این دوران ظهور کردند که برخی روشی مسالمتآمیز با بغداد داشتند و برخی دیگر شمشیر را از رو بسته بودند. در ادامه به معرفی دقیق این حکومتها میپردازیم:
نخستین حکومت نیمهمستقل ایرانی که توسط طاهر ذوالیمینین در خراسان پایهگذاری شد؛ آنها در ظاهر به خلیفه وفادار بودند اما ساختار اداری کاملاً ایرانی ایجاد کردند و نام خلیفه را مشروط بر منافع خود در خطبه میآوردند.
حکومتی کاملاً مستقل و ستیزهجو با خلافت که توسط یعقوب لیث صفار در سیستان شکل گرفت. یعقوب با تکیه بر عیاران و توده مردم، مشروعیت خود را به جای فرمان خلیفه، از شمشیر دریافت میکرد و حتی تا نزدیکی بغداد لشکر کشید.
اوجه شکوفایی فرهنگ و تمدن ایرانی در ماوراءالنهر و خراسان به پایتختی بخارا بود. آنها با وجود مذهب سنی و احترام ظاهری به خلیفه، معماران اصلی رنسانس فرهنگی، علمی و زبانی ایران پس از اسلام به شمار میرفتند.
نخستین حکومت شیعی زیدی در شمال ایران که ساختار ایدئولوژیک و مذهبی خلافت عباسی را کاملاً رد میکرد. این حکومت پناهگاهی امن برای مخالفان دستگاه بغداد و علویان فراری بود.
حکومتی با گرایشهای شدید ایرانگرایانه در طبرستان و گرگان که مرداویج زیار، بنیانگذار آن، آرزوی فروپاشی کامل خلافت و احیای امپراتوری بزرگ ساسانی و تاجگذاری در مدائن را در سر میپروراند.
قدرتمندترین پادشاهی شیعی دیلمی در غرب و مرکز ایران که در نهایت بغداد را تصرف کردند. آنها خلفای عباسی را به مهرههای سیاسی تحت فرمان و دستنشانده خود تبدیل نمودند و قدرت واقعی را در دست گرفتند.
تحلیل مقایسهای قلمرو و نظام پایتختگزینی
بررسی روند تاریخی نشان میدهد که مرکز ثقل قدرت در فلات ایران بهتدریج از بخشهای شرقی به سمت مرکز و غرب جهان ایرانی حرکت کرده است. این تغییر جغرافیا، ساختار سیاسی حکومتها را نیز دگرگون ساخت.
نقش حکومتهای ایرانی در احیای زبان فارسی و سنتها
یکی از بزرگترین دستاوردهای این دوره، بازسازی هویت ملی و زبانی ایرانیان بود که پس از دو قرن سکوت سیاسی، مجدداً تبلور یافت. حکومتهای بومی با روشهای مختلف به این امر همت گماشتند.
جنبش فرهنگی شعوبیه با تاکید بر برابری یا برتری عجم بر عرب، بستر فکری لازم را فراهم کرد تا حکومتهای بومی دست به بازسازی هویت ملی بزنند. در این میان، اقدام انقلابی یعقوب لیث صفاری در ممنوعیت سرایش شعر به زبان عربی در دربار خود، نقطه آغاز رسمی شدن و رواج ادبیات رسمی فارسی دری بود؛ جایی که او گفت: «چیزی که من اندر عجب نیارم چرا باید گفت».
سیاست هوشمندانه سامانیان در حمایت از رودکی و فردوسی و صدور دستور ترجمه کتابهای مرجع نظیر تفسیر و تاریخ طبری به فارسی، این زبان را از یک زبان گفتاری به یک زبان علمی و معیاری مبدل کرد. از سوی دیگر، آل بویه در غرب ایران با احیای لقب باستانی شاهنشاه و برگزاری رسمی آیینهای ملی نظیر نوروز و مهرگان، شکوه تشریفات ساسانی را در قلب خلافت زنده کردند.
رویکرد فرهنگی: ترکیب مذهب، دیوانسالاری کهن ایرانی و شعر فارسی دری در دوره سامانی، الگویی را ساخت که حتی حکومتهای غیرايرانی بعدی نیز ناچار به پذیرش و ادامه آن شدند.
خلاصه وضعیت سیاسی دوران عباسی
جواب پیشنهادی: سرانجام تعاملات این دوره نشان میدهد که فلات ایران هرگز جذب کامل ساختار عربی خلافت نشد؛ بلکه با تاسیس سلسلههای بومی از طاهریان تا آل بویه، راه را برای استقلال کامل فرهنگی و زبانی هموار کرد و بغداد را به تسلیم در برابر اراده سیاسی خود واداشت.
نظرات