مناسبترین و سنتیترین قالب شعر فارسی برای بیان داستانهای بلند و حماسهها «مثنوی» است و در ادبیات معاصر، «شعر نو (نیمایی)» بهترین گزینه برای روایتهای مدرن به شمار میرود.
شعر روایی یا همان داستانسرایی در قالب نظم، یکی از ریشهدارترین و غنیترین بخشهای ادبیات ایران است. انتخاب فرم مناسب برای ریختن کلمات در قالب وزن و قافیه، مستقیماً به طول قصه، فضا، لحن و رویکرد شاعر بستگی دارد. در تاریخ ادبیات فارسی، قالبهای مشخصی توانستهاند بار سنگین روایت پیرنگ، گرهافکنی و شخصیتپردازی را به دوش بکشند.
چرا قالب مثنوی پادشاه داستانسرایی کلاسیک است؟
در شعر کلاسیک فارسی، قالبهایی مانند غزل یا قصیده به دلیل تکرار یک قافیه ثابت در تمام ابیات، کشش روایی ندارند و دست شاعر را برای طولانی کردن ماجرا میبندند. اگر شاعری بخواهد قصهای هزار بیتی را در قالب غزل بگوید، هماهنگ کردن هزار کلمه همقافیه عملاً غیرممکن است و تمرکز نویسنده را از داستان اصلی منحرف میکند.
قالب مثنوی که به آن شعر مزدوج نیز میگوینج، در هر بیت دارای قافیهای کاملاً مستقل است. این ویژگی فنی، محدودیت قافیه را از بین میبرد و اجازه روایت داستانهای چند هزار بیتی را صادر میکند. شاعر در این قالب میتواند به راحتی روی پیشبرد داستان، توصیف صحنهها و دیالوگها تمرکز کند بدون آن که نگران پیدا کردن قافیههای جدید باشد.
بزرگان ادبیات ایران برای سه شاخه اصلی داستانسرایی از این قالب بهره بردهاند: فردوسی در حوزه حماسی (شاهنامه)، نظامی گنجوی در حوزه غنایی و عاشقانه (خسرو و شیرین، لیلی و مجنون) و مولانا در حوزه عرفانی و تعلیمی (مثنوی معنوی). این تنوع بینظیر نشان میدهد که مثنوی منعطفترین ظرف برای قصهگویی کلاسیک است.
ورود داستان به شعر معاصر؛ تحول در فرم روایی
نیما یوشیج با معرفی شعر نیمایی، ساختار داستانسرایی منظوم را دگرگون کرد. او با آزاد کردن طول مصراعها و شکستن قید قافیه اجباری در پایان هر بیت، اتمسفری عینی، دراماتیک و نزدیک به تئاتر خلق کرد. در شعر نیمایی، قافیه زنگ مطلب است و هر جا که یک واحد معنایی کامل میشود، شاعر از آن استفاده میکند.
شعر نو نیمایی به شاعر اجازه میدهد بدون تکلفِ وزنهای صلب سنتی، لحن گفتوگوها (دیالوگنویسی) و پیرنگ داستان را کاملاً طبیعی و بر اساس واقعیت پیش ببرد که نمونه درخشان آن شعر آرش کمانگیر سیاوش کسرایی یا اشعار روایی مهدی اخوان ثالث مانند کتیبه و قصه شهر سنگستان است.
علاوه بر شعر نیمایی، قالب چهارپاره (دوبیتیهای پیوسته) نیز در دوران معاصر برای روایت داستانهای کوتاه، رمانتیک و اجتماعی با زبانی ساده و روان بسیار محبوب شده است. توللی و فریدون مشیری نمونههای موفقی از قصه گویی را در قالب چهارپاره به نمایش گذاشتهاند.
نظرات