جمله سازی خنده دار با کلمات کلاس سوم
در این مطلب برای کلمات فارسی سوم دبستان چند جمله خندهدار، ساده و مناسب مدرسه آماده شده است. جملهها کودکانهاند، اما ساختار درست دارند تا دانشآموز هم بخندد و هم جملهسازی را تمرین کند.
- محله ما آنقدر ساکت بود که صدای فکر کردن گربه هم شنیده میشد.
- توپ فوتبال از من فرار کرد، چون فهمید قرار است دوباره شوتش کنم.
- ابرها امروز آنقدر خسته بودند که باران را قطرهقطره تحویل دادند.
- گنجشک صبح زود آواز خواند و زنگ ساعت من از خجالت خاموش شد.
در ادامه، جملهها به ترتیب درس اول تا چهارم آمدهاند.
درس اول: محله ما
محلهمحله ما آنقدر صمیمی است که حتی دیوارها هم به هم سلام میکنند.
همسایههمسایه ما وقتی عطسه کرد، سه خانه آنطرفتر برایش گفتند: عافیت باشد.
کوچهکوچه ما باریک است؛ دو تا دوچرخه که رد میشوند، باید اول با هم آشتی کنند.
خیابانخیابان آنقدر تمیز بود که برگ خشک هم با اجازه روی زمین میافتاد.
بوستاندر بوستان نشستم؛ نیمکت گفت لطفا آرامتر، تازه رنگ شدهام.
مسجدصدای اذان از مسجد آمد و کبوترها هم برای چند لحظه منظم ایستادند.
پنجرهپنجره کلاس هر روز بیرون را نگاه میکند، ولی هیچوقت مشقهایش را نمینویسد.
درختدرخت محله آنقدر سایه داشت که آفتاب زیرش دنبال جای خالی میگشت.
ماشینماشین بابا صبح روشن نشد؛ انگار او هم دلش میخواست پنج دقیقه بیشتر بخوابد.
صمیمیمن با یخچال خیلی صمیمی هستم؛ هر روز چند بار حالش را میپرسم.
درس دوم: زنگ ورزش
ورزشزنگ ورزش که خورد، کیفم با خوشحالی از روی نیمکت پرید پایین.
توپتوپ فوتبال از بس شوت شد، آخر بازی گفت من هم زنگ تفریح میخواهم.
زمینزمین ورزش آنقدر گرد و خاک داشت که کفشهایم رنگ خاطره گرفتند.
دویدنوقتی دویدن را شروع کردم، نفسم جلوتر از من به خط پایان رسید.
مسابقهدر مسابقه دو، من نفر آخر شدم؛ چون نمیخواستم کسی پشت سرم تنها بماند.
مربیمربی گفت آرام بدوید، ولی کفشهای من حرفش را جدی نگرفتند.
صفصف ورزش ما آنقدر کج بود که معلم فکر کرد نقشه رودخانه کشیدهایم.
طنابطناب بازی قهر کرد، چون هر بار از رویش میپریدیم و تشکر نمیکردیم.
تشویقدوستانم آنقدر تشویق کردند که حتی توپ هم احساس قهرمانی کرد.
خستهبعد از ورزش آنقدر خسته بودم که مدادم هم آهستهتر مینوشت.
درس سوم: آسمان آبی، طبیعت پاک
آسمانآسمان امروز آبیتر از دفتر نقاشی من بود، فقط خطکش نداشت.
ابرابر کوچولو پشت خورشید قایم شد و فکر کرد کسی او را پیدا نمیکند.
بارانباران آرام بارید تا چترم فرصت کند خودش را باز کند.
بادباد دفترم را ورق زد؛ انگار میخواست مشقهایم را زودتر بخواند.
خورشیدخورشید لبخند زد و سایه من فوری قدش بلند شد.
طبیعتطبیعت به ما گفت اگر مراقبم باشید، من هم عکسهای قشنگتری میگیرم.
پاکیزهحیاط مدرسه آنقدر پاکیزه بود که آشغالها از خجالت در سطل پنهان شدند.
گلگل باغچه از بس تعریف شنید، تا عصر سرش را بالا گرفته بود.
زبالهزباله روی زمین افتاده بود و سطل آشغال با ناراحتی نگاهش میکرد.
هواهوا آنقدر خوب بود که پنجره کلاس دلش نمیخواست بسته شود.
درس چهارم: آواز گنجشک
گنجشکگنجشک روی شاخه نشست و برای برگها کنسرت صبحگاهی گذاشت.
آوازآواز گنجشک آنقدر قشنگ بود که ساعت زنگدار تصمیم گرفت بازنشسته شود.
شاخهشاخه درخت با هر آواز گنجشک کمی خودش را تکان میداد.
لانهلانه گنجشک کوچک بود، اما صاحبش میگفت منظرهاش عالی است.
صبحصبح که شد، بالش من گفت هنوز آماده خداحافظی نیستم.
دانهگنجشک دانه را برداشت و گفت این صبحانه از همه لقمهها خوشصداتر است.
پروازپرواز گنجشک آنقدر سریع بود که چشمهایم مجبور شدند بدوند.
باغچهباغچه خانه ما هر صبح به گنجشکها صندلی سبز میدهد.
مهربانکودک مهربان برای گنجشکها آب گذاشت و خودش لبخند جایزه گرفت.
بیدارگنجشکها آنقدر زود بیدار میشوند که خورشید هم از آنها عقب میماند.
برای جملهسازی مدرسهای، جمله باید معنی کامل داشته باشد، فعل مناسب داشته باشد و بهتر است فقط کمی بامزه باشد؛ نه بیادبانه یا نامفهوم.
چطور جمله خنده دار بسازیم؟
به کلمه جان بدهیدمثلا بگویید توپ حرف زد، پنجره نگاه کرد یا دفتر خسته شد.
جمله را کوتاه نگه داریدجملههای کوتاه برای کلاس سوم خواناتر و بامزهترند.
معنی را فدای شوخی نکنیدحتی جمله خندهدار هم باید فعل و مفهوم روشن داشته باشد.
از شوخی مهربان استفاده کنیدشوخی با وسایل، طبیعت و موقعیتها بهتر از مسخره کردن دیگران است.
پس برای جملهسازی خندهدار کلاس سوم، کلمه درس را بردارید، یک اتفاق بامزه و کودکانه به آن اضافه کنید و جمله را ساده و کامل بنویسید.
نظرات