یک نمونه جمله کامل و استاندارد برای این مبحث این است: «سارا کتاب داستان را خواند» که در آن سارا فاعل، کتاب داستان مفعول و خواند فعل جمله است.
یادگیری ارکان اساسی جمله یکی از مهمترین بخشهای درس بنویسیم و فارسی پایه پنجم ابتدایی است. دانشآموزان در این مقطع یاد میگیرند که چگونه یک جمله ساده را تحلیل کنند و اجزای مختلف آن یعنی کسی که کار را انجام داده، خودِ کار و چیزی که کار روی آن پیاده شده است را به درستی تشخیص دهند.
فهرست جملات نمونه با فعل، فاعل و مفعول برای کلاس پنجم
در این بخش، مجموعهای از جملات ساده، روان و کاملاً منطبق با سطح درک دانشآموزان پایه پنجم دبستان آماده شده است. تکتک این جملات دارای هر سه رکن اصلی یعنی فاعل، مفعول و فعل هستند:
معلم دانشآموزان را تشویق کرد.
فاعل: معلم / مفعول: دانشآموزان / فعل: تشویق کرد
پدر صبحانه را آماده کرد.
فاعل: پدر / مفعول: صبحانه / فعل: آماده کرد
مریم نقاشیاش را رنگ کرد.
فاعل: مریم / مفعول: نقاشیاش / فعل: رنگ کرد
علی توپ را پرتاب کرد.
فاعل: علی / مفعول: توپ / فعل: پرتاب کرد
مادر غذا را پخت.
فاعل: مادر / مفعول: غذا / فعل: پخت
ما نامه را نوشتیم.
فاعل: ما / مفعول: نامه / فعل: نوشتیم
باد کلاه را برد.
فاعل: باد / مفعول: کلاه / فعل: برد
کشاورز گندم را درو کرد.
فاعل: کشاورز / مفعول: گندم / فعل: درو کرد
تعریف ساده ارکان سه گانه جمله به زبان دانشآموزی
برای اینکه بتوانید خودتان هم چنین جملاتی بسازید، بهتر است با تعریف خیلی ساده و خودمانی هرکدام از این سه رکن در کتاب فارسی آشنا شوید:
- فاعل یعنی انجامدهنده کار: کسی یا چیزی که کار جمله را انجام میدهد فاعل نام دارد. برای پیدا کردنش کافی است بپرسیم «چه کسی؟» یا «چه چیزی؟» کار را انجام داد.
- مفعول یعنی پذیرنده کار: کسی یا چیزی که کار روی آن انجام شده است و در زبان فارسی معمولاً یک نشانه خیلی بزرگ به نام «را» پشت سر خود دارد.
- فعل یعنی خودِ کار: کلمهای که انجام شدن کار یا رخ دادن یک حالت را در زمان گذشته، حال یا آینده نشان میدهد و همیشه در پایان جمله مینشیند.
فرمول طلایی و سریع برای پیدا کردن فاعل و مفعول
اگر در یک آزمون یا تکالیف کلاسی با جملهای روبهرو شدید و خواستید ارکان آن را مثل یک کارآگاه تیزبین پیدا کنید، این مراحل قدمبهقدم را دنبال کنید:
قدم اول (پیدا کردن لنگر جمله): همیشه اول فعل را در آخر جمله پیدا کنید. به عنوان مثال در جمله «علی سیب را خورد»، فعل کلمه «خورد» است.
قدم دوم (پیدا کردن فاعل): از فعل بپرسید «چه کسی خورد؟» پاسخ این سوال «علی» است؛ پس علی فاعل جمله است و کار خوردن را انجام داده است.
قدم سوم (پیدا کردن مفعول): از فعل بپرسید «چه چیزی را خورد؟» پاسخ این سوال «سیب» است؛ پس سیب مفعول جمله است و مورد خوردن قرار گرفته است.
چرا بعضی از جملهها مفعول ندارند؟
شاید در کتاب فارسی با جملاتی مواجه شده باشید که هر چقدر در آنها بگردید، مفعولی پیدا نکنید. این یک امر کاملاً طبیعی در ساختار زبان فارسی است که دانشآموزان پنجم باید به آن دقت کنند.
معنی بعضی از فعلها بدون مفعول هم کامل است. مثلاً وقتی میگوییم «پرنده پرید» یا «سعید خوابید»، جمله به طور کامل معنای خود را میرساند و نیازی به مفعول ندارد تا ما بپرسیم چه چیزی را پرید یا چه کسی را خوابید! به این نوع فعلها در ادبیات، افعال لازم یا ناگذر میگویند.نکته مهم: اما فعلهایی مثل «خواند»، «پخت»، «آورد» یا «شست» حتماً به مفعول نیاز دارند تا معنی آنها کامل شود؛ چون اگر بگوییم «مریم آورد»، فوراً شنونده از ما میپرسد «چه چیزی را آورد؟» پس این فعلها همیشه در جملات سه جزیی به همراه مفعول میآیند.
نظرات