سوگو

چند نمونه مبالغه با معنی برای کلاس ششم

2 دقیقه مطالعه

مبالغه یا اغراق یعنی چیزی را بزرگ‌تر و شدیدتر از واقعیت نشان بدهیم تا جمله اثرگذارتر شود.

پاسخ آماده: در ادامه چند نمونه مبالغه با معنی برای کلاس ششم آمده است.

نمونه‌های مبالغه با معنی

۱. آن‌قدر گرسنه‌ام که می‌توانم یک کوه غذا بخورم.

معنی: یعنی خیلی گرسنه‌ام؛ اما خوردن یک کوه غذا ممکن نیست.

۲. صدای خنده‌اش تا آخر شهر رفت.

معنی: یعنی خیلی بلند خندید.

۳. آن‌قدر دویدم که پاهایم آتش گرفت.

معنی: یعنی بسیار خسته شدم و پاهایم درد گرفت.

۴. اشک‌هایش مثل رودخانه جاری شد.

معنی: یعنی خیلی گریه کرد.

۵. او از ترس مثل برگ می‌لرزید.

معنی: یعنی بسیار ترسیده بود.

۶. کتاب‌هایم آن‌قدر زیاد است که اتاقم را پر می‌کند.

معنی: یعنی کتاب‌های زیادی دارم.

۷. صدای فریادش کوه را لرزاند.

معنی: یعنی فریاد او بسیار بلند بود.

۸. آن‌قدر منتظر ماندم که پیر شدم.

معنی: یعنی خیلی زیاد منتظر ماندم.

۹. خورشید از خجالت پشت ابر پنهان شد.

معنی: یعنی هوا ابری شد؛ خجالت کشیدن خورشید واقعی نیست.

۱۰. پهلوان با یک دست کوه را جابه‌جا کرد.

معنی: یعنی پهلوان بسیار نیرومند بود.

۱۱. چشم‌هایش همه چیز را از دور می‌دید.

معنی: یعنی بسیار تیزبین بود.

۱۲. آن‌قدر درس خواندم که دفترم خسته شد.

معنی: یعنی خیلی زیاد درس خواندم.

چگونه مبالغه را تشخیص دهیم؟

اگر در جمله چیزی بیش از اندازه بزرگ، قوی، زیاد یا عجیب نشان داده شود و در واقعیت همان‌طور نباشد، معمولاً با مبالغه روبه‌رو هستیم.

جمع‌بندی: مبالغه یعنی بزرگ‌نمایی برای اثرگذاری. در جمله‌هایی مثل «صدایش کوه را لرزاند»، منظور واقعی لرزیدن کوه نیست؛ منظور بلند بودن صداست.

تازه‌ترین مطالب

همه مطالب

پیشنهاد مطالعه

چند مطلب تصادفی از آرشیو سوگو، شاید این‌ها هم به کارتان بیاید.

نظرات

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید!