برای جملهسازی کلاس دوم، بهتر است اول معنی کلمه را خیلی ساده بدانیم و بعد با آن جملههای کوتاه و روشن بسازیم. کلمه «پراکنده» درباره چیزهایی به کار میرود که در یک جا جمع نیستند.
پاسخ سریع
پراکنده یعنی پخش، دور از هم یا نامرتب. نمونه جمله: برگهای خشک در حیاط پراکنده بودند.
معنی پراکنده برای کلاس دوم
وقتی چیزی در جاهای مختلف پخش شده باشد و کنار هم نباشد، میگوییم پراکنده است. مثلاً برگهایی که باد در حیاط پخش کرده یا اسباببازیهایی که در اتاق ریختهاند، پراکنده هستند.
جمله با کلمه پراکنده
- برگها روی زمین پراکنده بودند.
- اسباببازیهای من در اتاق پراکنده شده بود.
- ابرهای سفید در آسمان پراکنده بودند.
- دانههای برف به آرامی و پراکنده میباریدند.
- کتابهایم روی میز پراکنده بود.
- بچهها در حیاط مدرسه پراکنده بازی میکردند.
- ستارهها در آسمان شب پراکنده میدرخشیدند.
- باد گلبرگها را در باغ پراکنده کرد.
- مداد رنگیهایم روی فرش پراکنده بود.
- پرندهها روی شاخههای درخت پراکنده نشسته بودند.
چند جمله سادهتر
- لباسها پراکنده بود.
- من وسایل پراکنده را جمع کردم.
- کاغذها روی میز پراکنده شدند.
چطور جمله بهتری بسازیم؟
برای ساختن جمله خوب، اول یک چیز را انتخاب کنید؛ مثل برگ، کتاب، اسباببازی یا ابر. بعد بگویید آن چیز کجا پراکنده است. مثال: برگها در حیاط پراکنده بودند.
نکته نوشتن: در جملههای کلاس دوم، جمله کوتاه و معنیدار بهتر است. اگر کلمه «پراکنده» را با «جمع کردن»، «باد»، «حیاط» یا «اتاق» بیاورید، جمله طبیعیتر میشود.
نظرات